X
تبلیغات
وبلاگ تخصصی زنبورعسل و طریقه پرورش آن - بیماری ها و آفات زنبور عسل
تاريخ : چهارشنبه 10 آبان1391 | 6:35 بعد از ظهر | نویسنده : سید محمود حسینی

1- بیماریهای باکتریایی

دو بیماری مهم زنبور عسل که بیش از هر بیماری دیگر مورد مطالعه قرار گرفته و منشع باکتریایی دارد بیماری لوک امریکایی و اروپایی هستند.سپتی سمی (عفونت عمومی)و بیماری پولک پودری نیز بیماریهای باکتریایی هستند که به جهت خسارات کم اقتصادی کمتر به انها توجه شده است.

1-1-بیماری لوک امریکایی

لوك آمريكايي يك بيماري باكتريايي است كه فقط نوزادان زنبورعسل راآلوده مي كند وسبب مرگ آنها ميشود. اين بيماري يكي ازخطرناك ترين بيماريهاي نوزادان زنبورعسل است كه در سرتاسر دنيا گسترش دارد.

عامل بيماري:

عامل بيماري باسيل گرم مثبت هاگ داراي است به نام پني باسيلوس لاروي كه براي اولين باردرسال 1920 توسط وايت بعنوان عامل بيماري لوك آمريكايي مشخص گرديد؛ هاگ اين بيماري نسبت به حرارت ؛ خشكي وموادضدعفوني كننده مقاوم است وساليان درازمي تواندعفونت زاباقي بماند؛ بعضي ازسويه هاي آن حرارت 90 درجه سانتي گراد راتا20 دقيقه و100 درجه راتا11 دقيقه تحمل مي نمايند؛ فرم رويشي باكتري عفونت زانبوده وفقط هاگ آن عفوني زا مي باشد.

انتقال وسرايت بيماري :

ميكرب اين بيماري به صورت اسپور(هاگ)همراه باغذاواردبدن لاروهاي خيلي جوان شده ودرروده لاروبه فرم رويشي تبديل ميشودوبا سوراخ نمودن جدارروده وارد همولنف شده شروع به تكثير مي نمايد،سپس لارو رابيمار وسرانجام ازبين مي برد. باسيلوس لاروي دربدن لاروهاي مسن نمي تواند رشد نمايد،چون محيط برايش چندان مناسب نيست.

مهمترين راههاي سرايت بيماري عبارتنداز:

1- دردرجه اول خودزنبورداربادستهاووسايل كارآلوده به عامل بيماري ويابرداشتن قاب ازكندوي بيماروآويزان كردن آن دركندوهاي سالم باعث انتشارلوك امريكايي ولوك اروپايي درزنبورستان مي گردد.

2- استفاده ازعسل آلوده جهت تغذيه زنبوران.

3- زنبورهاي وارداتي آلوده مي توانند نقش مهمي درانتشار بيماري داشته باشند.

4- زنبورهايي كه حجره هاي آلوده راتميز كرده اند.

5- خريدن كندواززنبورداراني كه زنبورستان آنها آلوده به اين بيماري باشند.

6- زنبورهاي نر كه آزادانه به داخل كندو رفت وآمد مي كنند موجب انتقال بيماري مي شوند.

7- استفاده ازموم كندوهاي بيمار براي ساختن موم پرچ شده.

8- غارت جمعيتهاي ضعيف وبيمار به وسيله جمعيتهاي قوي باعث انتقال بيماري به كندوي قوي مي شود.

9- بعد ازمهاجرت دراثر ورود اشتباهي زنبورها به كندوهاي مجاور در صورتي كه آلوده باشند مي توانند كندوي جديدراآلوده كنند.

نشاني هاوتشخيص درمانگاهي بيماري:

لاروها تقريبا“ درسن 3-2 روزگي به اين بيماري حساس ترند.بيماري تا موقعي كه درپوش حجرات بسته گردد ادامه خواهدداشت ومرگ لارو درموقعي كه درپوش سلولي بسته مي شوداتفاق مي افتد وسرآنها به طرف بالا و درپوش حجره مي باشد، بدين معني كه مرگ وميرلاروها معمولا“ درمرحله پيش شفيرگي است ولي درمرحله شفيرگي نيزممكن است پيش آيد. لارو كه درحالت سلامت به رنگ سفيد صدفي است ؛ درموقع ابتلا به بيماري تغييررنگ داده كم كم زردقهوه اي مي شود. درپوش حجرات كه درحالت طبيعي كمي محدب وبه رنگ قهوه اي روشن هستند در لاروهاي بيمار مرطوب ؛ فرورفته وتيره رنگ مي گردند. زنبورهاي بالغ باتشخيص چنين حجراتي درپوش آنهارابه منظورخارج نمودن لاروهاي بيمار و مرده سوراخ مي نمايند. به اين دليل است كه شان آلوده برخلاف شان سالم كه درطي مراحل مختلف رشد لارو تقريبا“ يك دست است خيلي نامنظم به نظر مي رسند و ظاهرشان چنان مي نمايد كه تخم كذاري نامرتب انجام شده ودراين حالت اگرشان رانگاه كنيم حجراتي بادرپوش هاي باز، بسته، درپوشهاي تغييررنگ داده ومقعر و درپوش هاي سوراخ شده خواهيم ديد. لاروهاي مرده شروع به گنديدن نموده تيره رنگ مي گردند و بوي مخصوصي ازآن ها استشمام خواهدشد. اين بو بعضي اوقات تاموقع خشك شدن لاروممكن است باقي بماند. دراين مرحله اگرچوب كبريتي رابه داخل حجره فروبرده كمي بپيچانيم وبيرون بكشيم، رشته كشدارتقريبا درازي حداكثربه طول 5/2 سانتي متر به دنبال چوب كبريت كشيده خواهد شد كه يكي ازعلائم بسيارمشخص بيماري است ، اين مرحله، مرحله كشدار ناميده مي شود حالت مزبور در لوك اروپايي نيزممكن است ديده شود ولي رشته اش خيلي كوتاهتراست . بالاخره پس ازحدوديك ماه يابيشترلاروخشك شده، فلس مانند گشته به ته حجره مي چسبد، درصورتي كه لارودرحالت شفيره اي ازبين رفته باشدزبان لاروبه طوربرجسته ازكف حجره نمايان ميگردد. اين حالت نيزيكي ازعلائم مشخص بيماري ميباشد.

كنترل ودرمان بيماري لوك آمريكايي:

روشهاي مختلفي به منظوركنترل ودرمان بيماري لوك آمريكايي توسط زنبورداران به كاررفته است ، به پاره اي ازاين روشهااشاره ميشود:

1- تكان دادن( رهاسازي )

به دوروش انجام ميشود:

روش اول : يک هفته بعد از اولين درمان داروئي و دقيقاً قبل از دومين درمان توسط شربت حاوي دارو رهاسازي انجام ميشود. يعني درمان دوم در كندوي جديد يا كلني رها سازي شده از شر اسپور ها انجام خواهد شد. دقت در هنگام عمليات رها سازي ضامن موفقيت است. عمليات بايد در روز روشن و در هنگام فعاليت زنبوران، انجام شود.

روش دوم – زنبوران رابه داخل يك جعبه ( كندوي خالي ) تكان ميدهندچندين ساعت دراين جعبه نگهداري ميشوندتاآخرين ذرات عسل آلوده راكه باخوددارندمصرف كنند؛ سپس آنهارابه داخل كندوهايي كه قابهاي تازه موم كشي شده دارندتكان ميدهند.

2-كشتن وسوزاندن زنبوران:

بهترين ومؤثرترين راه مبارزه بالوك آمريكايي ، كشتن تمام كلني هاي آلوده وضدعفوني وسائل وكندوهاي مربوطه باشعله افكن مي باشد.

دارودرماني:

داروي پيشنهادي اكسي تتراسيكلين مي باشد كه بايد توسط دكتر دامپزشك تجويز شود.

1-2- بیماری لوک اروپایی

لوك اروپایی، تحت نامهای لوك خوش خیم ، لوك بدبو، لوك اسید عامل آلودگی منطقه ای شفیره های زنبوران عسل می باشد. شدت آن ، به تنهایی یا همراه با لوك آمریكایی، آنرا در گروه مشهور به بیماریهای واگیر جا داده است . در سال 1904، هم زمان با کشت باسیلوس لاروا یك آلودگی دیگر در شفیره ها تشخیص داده شد كه علایمی مغایر با لوك آمریكایی داشت و بعنوان لوك اروپایی شناخته شد. با وجودیكه این بیماری به قاره اروپا محدود نبود.

عامل بیماری :

بر خلاف لوك آمریكایی، لوك اروپایی یك آلودگی است كه توسط باكتریهای گوناگون ایجاد میشود. مشهورترین عوامل عبارتند از:

ـ میكروب ملی سو كوكوس پلوتونیوس یا استرپتوكوكوس پلوتون:

بموجب تحقیقات وایت White ، مهمترین عامل ایجاد كننده بیماری است ، این میكرو ارگانیسم به شكل كوكسی یا دانه های تسبیح ، چند شكلی ، معمولاً بصورت كم و بیش گرد به قطر یك میكرون است.این میكروب گاهی بصورت تك تك و گاهی بصورت رشته یا دانه های تسبیح، ولی اغلب بصورت توده مشاهده میشود و گرم مثبت است. این میكروب هاگدار یا اسپور دار نمیشود ، لذا مقاومت آن محدود است، یك سال در شرایط خشكی و بیست و پنج روز در شرایط معمولی میتواند زندگی كند.

ـ میكروب باسیلوس آل ویی:

نقش این میكروب در سال 1885 بوسیله دو نفر به نامهای Cheshire و Chayne كه بیماری را بطور تجربی ایجاد كردند ، روشن گردید. كار آنها بعداً توسط محققان دیگر، Borchert و Timasec ،تایید گردید. این میكروب یك باسیل گرم مثبت به اندازه2 - 7× 8/0-2/1 میكرون میباشد و می تواند تولید اسپور نماید. این اسپور ها از اسپور های باسیلوس لاروا به مراتب بزرگتر و اضلاع موازی دارد. مقاومت آن كمتر و میتواند 30دقیقه در 100 درجه سانتی گراد مقاومت نماید.

میكروب آكروموباكتر اوریدیس :

یك باسیل گرم منفی ، كه تولید اسپور نمی نماید و میتواند به تنهایی یا با سایر عوامل پاتوژن ایجاد بیماری نماید. نسبت به سایر عوامل از اهمیت كمتری برخوردار است. میتواند مرگ لاروی را كه قبلاً آلوده شده ، تسریع نماید.

ـ میكروب استرپتوكوكوس فكالیس:

این باكتری اغلب همراه سایر اجرام آلوده كننده یا میكروبها مشاهده میشود ، در برخی موارد این باكتری شدیداً غالب است و همچنین میتواند علایم مشخص ایجاد نماید.

ـ میكروب باسیلوس لاتروسپروس:

این میكروب دارای یك اسپور جانبی میباشد . توانایی بیماریزایی آن مورد بحث است. انتقال تجربی جرم انجام و بیماری نیز ایجاد شده است.

دخالت باكتریهای گوناگون در این بیماری هر كدام ایجاد بیماری لوك اروپای با علایم مشخص می نمایند. احتمال دخالت ویروس ها در ایجاد بیماری وجود دارد، اما تئوری دخالت یك ویروس معین مردود است. برخی موارد ویروس عامل لارو كیسه ای با استرپتوكوكوس فكالیس از عوامل ایجاد كننده لوك اروپایی می باشند، كه لاروها علایم مشخصه لوك اروپایی را نشان داده و میتوان حضور این ویروس را به میزان بالا تشخیص داد. همچنین در هنگام حمله ویروس فلجی حاد (APV )به زنبوران، كه به شفیره ها و زنبوران بالغ از طریق واروای ماده منتقل میشود، علایم معین لوك اروپایی دیده میشود. دخالت میكرو ارگانیسم های مختلف در ایجاد لوك اروپایی موجب ارایه تفسیر های مختلف توسط محققین شده است. گروهی تئوری وجود یك نوع لوك اروپایی را علی رغم وجود عوامل گوناگون ایجاد كننده بیماری پذیرفته اند. این نظریه می گوید كه علایم ثبت شده گوناگون مربوط به انواع اختصاصی بیماری نمیباشد.

گروهی با توجه به عامل یا عوامل ایجاد كننده و علایم مخصوص، بیماری خاصی را مطرح می نمایند.

· لوك اروپایی معمولی با اجرام غالب استرپتوكوكوس پلوتون و باسیلوس آل ویی

· لوك اروپایی حاد با جرم غالب باسیلوس آل ویی

· لوك اروپایی مزمن با جرم غالب استرپتوكوكوس فكالیس .

عوامل مستعد كننده:

عامل مستعد كننده ای كه بطور عموم پذیرفته شده ضعف تغذیه ای است . در بعضی از مناطق معلوم شده كه وقتی كلنی های قوی با یك دوره بارندگی ، سرما یا خشكی طولانی مواجه می شوند كه در تأمین گرده اختلال ایجاد شود، یا در بعضی از اوقات سال كه میزان گرده كاهش می یابد. بیماری ظهور می نماید. تضعیف كلنی به هر دلیل ،تغییرات جوی، اختلال در توازن گروههای جمعیتی كلنی ، وجود عوامل بیماری زای دیگر (واروا) ، در بروز بیماری میتواند اهمیت داشته باشد.

بیماریزایی :

در موقعیت بروز بیماری ، عامل از طریق مواد غذایی به لاروها منتقل و با رسیدن به روده میانی به شكل سریع تكثیر میشود. آلودگی محدود به روده بوده و منجر به سپتی سمی نمیشود. لارو در اثر محرومیت از غذا و رشد سایر باكتریها تلف میشود.

علائم :

بروز علایم لوك اروپایی در مرحله باز بودن شفیره ها ، در اغلب موارد تشخیص بیماری را آسان می نماید. شفیره ها موزاییك مانند و بوی مخصوص دارد که كم و بیش قابل تشخیص و متفاوت با بوی لوك آمریكایی است. لاروها در كف حجره ها مشاهده میشوند. كم و بیش شكل و قطعه بندی خود را حفظ كرده اند ، ولی اغلب وضعیت غیر طبیعی دارند، به دیواره حجره چسبیده نیستند، كشدار نبوده ولی نرم میباشند و با لمس كردن به راحتی پاره میشوند. رنگ سفید صدفی خود را از دست داده ، سپس زرد و سرانجام قهوه ای میشوند. بعد از خشك شدن ، لارو ها به پلاك هایی تبدیل شده كه به سادگی از دیواره حجره جدا میشوند.
علایم فوق در زمانی كه استرپتوكوكوس پلوتون و باسیلوس آل ویی غالب باشد مشاهده میشود. ولی زمانی كه بیماری لوك مزمن یا شفیره های فاسد باشند، علایم تفاوت میكند.

لوك مزمن:

گروهی از لاروها بعد از بسته شدن درب حجره ، تلف می شوند. در ب حجره ها فرو رفته ، لاروها به رنگ بلوطی در آمده ، گاهی كشدار مثل لوك آمریكایی ،بدون اینكه بوی خاص استشمام شود. لاروها پس از خشك شدن بشكل پولك بلوطی تیره درآمده كه بسادگی قابل جدا شدن است و توسط زنبوران خارج میشود.

اپیدمیولوژی:

عامل آلوده كننده توسط مواد غذایی وارد روده میانی لارو می شود. هر سه نوع لارو به آلودگی حساس هستند. بیماری لاروهای جوان را مبتلا كرده و در مرحله بازبودن شفیره ها آنها را مبتلا كرده و قبل از بسته شدن درب حجره تلف میشوند. نحوه انتقال آلودگی در سطح كلنی، شبیه لوك آمریكایی است ولی با شدت كمتر و چون لارو تلف شده كشدار نبوده و پلاك ها به دیواره حجره چسبیده نیستند ، پیشگیری بیماری توسط زنبوران نظافت گر سهل است. تكثیر و توسعه بیماری در سطح زنبورستان و منطقه، به فاكتورهایی كه برای سایر بیماریها، مطرح است، بستگی دارد. بیماری معمولاً به چند كلنی یا زنبورستان محدود میشود، از یك زنبورستان به زنبورستان دیگر و از سالی به سالی تفاوت های زیادی در بیماری مشاهده میشود. اغلب عود بیماری در بهار رخ میدهد. و اغلب بطور خود بخود با مساعد شدن وضعیت غذایی و آب و هوایی بیماری ناپدید میشود. كاهش گرده روی فعالیت غدد هیپوفارنژیال و ماندیبولار زنبوران پرستار و در نتیجه ، بر روی ترشح ژله رویال از نظر كمی و كیفی اثر سوء داشته، لذا لاروهای جوان دچار نقص تغذیه ای میشوند. واروا یك عامل مستعد كننده لوك اروپایی است و با آتروفی یا تحلیل بردن غدد ترشح كننده ژله رویال باعث اختلال در فعالیت غدد شده و نتیجه اش بر روی لاروها همان نقص در تأمین گرده میباشد.

پیش بینی بیماری:

حدت لوك اروپایی به مراتب از لوك آمریكایی كمتر است به این دلیل كه از طرفی مقاومت عامل این بیماری از مقاومت اسپور باسیلوس لاروا كمتر است و از طرف دیگر مواد پاتوژن (لاروها، پولك ها) خیلی ساده تر توسط زنبوران نظافت گر حذف میشوند، چون نه چسبیده هستند و نه كشدار .

درمان:

درمان دارویی و همچنین پیشگیری از بروز آن شبیه لوك آمریكایی است ، مگر در آلودگی های خیلی شدید. نباید فراموش كرد كه لوك اروپایی وابسته به عامل تغذیه و آنهم اغلب به عامل آب و هوایی بستگی دارد. لذا از بین بردن كلنی آلوده بجز در موارد شدید ضرورتی ندارد ، ولی حذف كادرهای آلوده اجباری است.
برای درمان دارویی، آنتی بیوتیك اختصاصی لوك اروپایی (دی هیدرو استرپتومایسین) را بصورت یك گرم از ماده مؤثره در هر كلنی، در یك لیتر شربت 1 به 1 میتوان استفاده كرد، 3 بار به فاصله یك هفته تكرارشود.

1-3-عفونت عمومی بدن(سپتی سمی):

سپتی سمی بیماری زنبوران بالغ است. اولین بار شخصی به نام برنساید در سال1928میلادی این بیماری را کشف کرده و توضیح داد.زنبوران کارگر و نرها وملکه مستعد ابتلا به این بیماری می باشند.

عامل بیماری:

عامل این بیماری باکتری به نام پزودوموناس اپی سپتیکوم است.این باکتری از جمله باکتری های گرم منفی و تولید اسپور نمی کند گفته میشود که رطوبت به انتقال سپتی سمی کمک میکند واحتمال بروز بیماری تحت شرایط استرس و فشار افزایش می یابد.استرس هایی نظیر تغذیه زیاد با غذای مصنوعی تراکم فراوان زنبورها روی شانها یا نقل مکان زنبورها شرایط و امکان ایجاد بیماری را افزایش میدهد.

علائم:

زنبوران الوده به سپتی سمی سریعا می میرند و در نتیجه جمعیت کندو کاهش می یابد و موجب ضعف کندو می گردد.این زنبوران قدرت پرواز ندارند و به وسیله کارگر ها از کندو بیرون برده می شوند.همولنف زنبور های بیمار از قهوه ای ملایم به سفید گچی می گراید.مهمترین نشانه و اسیب در زنبوران الوده تخریب سریع عظلات است.برای مثال برداشتن زنبور های الوده از طریق زوائد بدن مانند بال وسر و سینه یا شکم غیر ممکن است زیرا قسمتها جدا شده و می افتند.همچنین زنبوران الوده در کندو بی قرار بوده غذا نمی خورند و قادر به پرواز نیستند.

درمان:

هیچ سویه و گروهی از زنبوران را نمی توان یافت که به این بیماری مقاوم باشد.در بسیاری از کشورها داروی استرپتومایسین با موفقیت برای کنترل سپتی سمی مصرف میشود.

1-4-بیماری پولک پودری:

نوعی بیماری نادر است که عامل ان باکتری باسیلوی پولویفاشینس معرفی شده است.این باکتری نیز تولید اسپور یا هاگ نموده و حداکثر رشد ان در 45درجه سانتی گراداست.این بیماری تنها به نوزادان جوان حمله میکند و پولکهایی که از نوزادان مرده حاصل میشود پودری و تردتر از پولکهای لوک امریکایی و اروپایی است.رنگ این پولکها از قهوه ای روشن تا زرد تغیر میکند و از کف سلول تا سقف کشیده میشود که در صورت برداشتن پودر میشوند.نام بیماری هم از همین ویژگی گرفته شده است.سرپوش سلولها در این بیماری نیز سوراخ میشود.احتمالا این بیماری دارای زندگی مسالمت امیز با زنبورها می باشد و تحت شرایط استرس این عامل بیماری زا میشود.

2-بیماریهای ویروسی

:(Sac brood) 2-1- بیماری کیسه ای نوزادان

در سال 1917میلادی اولین بار بیماری ویروسی تحت عنوان بیماری کیسه ای نوزادان تشخیص داده شد.این بیماری عموما لاروهای 4-2 روزه را مبتلا میسازد و سبب تلف انها می شود.لاروهای دو روزه از سایرین حساستر هستند.محققین عامل بیماری را ویروس پالش پذیر اعلام نموده اند.عامل بیماری احتمالا همراه غذا وارد دستگاه گوارش لار شده و تولید بیماری میکند.ویروس حداکثر مدت سه هفته در بدن لارو یا داخل عسل زنده باقی می ماند.زنبوران جوانتر اغلب در هنگام حمل و نقل لاروهای تلف شده ویروس عامل بیماری را کسب نموده و انها را در زمان تغذیه سایر لاروها همراه ترشهات غددی به انها منتقل میسازند.

علائم:

لارو ها قبل از دوره شفیرگی تلف می شوند و معمولا در زیر پوست انها مقدار قابل توجهی مایع جمع می شود و سپس انها تلف می شوند و در این حالت شکل کیسه به خود می گیرند.از علائم دیگر این بیماری می توان به این نکته اشاره کرد که قبل از مردن لارو پوست بدنش از قسمت پشتی و از ناحیه چشمها تیره میشود و به مرور در قسمت عقب ادامه می یابد.گرچه تیره شدن رنگ پوست در لاروها صورت می گیرد ولی در مورد بیماری کیسه ای نوزادان این حالت بسیار سریع شروع می شود.بیماری غالبا در بهار شایع شده ئ در تابستان بر طرف می شود.لاروهای تلف شده به شکل خاصی در داخل حجرات قرار می گیرند.به این معنی که اگر درب حجرات به وسیله چوب کبریتی باز شود سر لارو به طرف بالا برگشته و قسمت پشتی لارو که با کف حجره تماس دارد کاملا پهن شده است.

درمان:

به طور کلی درمان عفونتهای ویروسی با مواد شیمیایی مشکل تر از درمان عفونتهای باکتریایی است.به طور کلی هیچ روش قابل قبولی برای درمان عفونتهای ناشی از ویروس کیسه ای نوزادان وجود ندارد.

2-2- بیماری فلج زنبوران بالغ

یک بیماری ویروسی است که تحت عناوین مختلاف زنبوران سیاه کوچک و یا زنبوران غارتگر سیاه و براق نامگذاری شده است. این بیماری اغلب با بیماری های حاصله از مالپیگا موئباملیفیکه و اکاراپیس وودی و نوزما اپیس اشتباه میشود.

عامل بیماری:

به طور کلی دو نوع ویروس در بیماری فلج زنبوران عسل دخالت دارد.یکی از ویروسها که شیوع بیشتری دارد به نام ویروس فلج حاد زنبوان و دیگری که شدت کمتری دارد به نام ویروس فلج مزمن زنبوران خواننده می شوند.

علائم:

گرچه بیماری در طول فصول فعالیت زنبوران عسل دیده میشود ولی بروز شدید بیماری از اردیبهشت تا تیر ماه بیشتر از سایر فصول می باشد.زنبورانی که در اطراف کندو ها پراکنده شده اند کاملا شبیه زنبوران پیر می باشند.یعنی سیاه براق کوچک و بدون مو هستند.

2-3-فلج حاد ویروسی

علائم بیماری مبهم و پیچیده است و تنها علائم ظاهری بیماری در زنبورها شامل عدم توانایی پرواز/لرزش پاهاو بالهاست.اغلب زنبوران کارگر بیماران را از کندو خارج کرده و در فاصله دوری رها میسازند.نشانیهای دیگر بیماری عبارتند از:اسهال/ریختگی پرزهای بدن/رنگ خاکستری و سیاه و بوی زننده زنبور.

2-4-فلج مزمن ویروسی

علائم بیماری فلج مزمن شبیه به بیماری فلج حاد می باشد ولی شدت ان کمتر است.حضور این ویروس در زنبور داری ها شایعتر از ویروس حاد زنبوران می باشد.

پیشگیری و معالجه:

به جهت انکه هنوز علت ایجاد بیماری کاملا شناخته نشده است از این رو مساله پیشگیری ان صرفا بر مبنای رعایت نکات بهداشتی استوار است.تعدادی از محققین تعویض ملکه را موثر دانسته اند. ولی به طور کلی امروزه هیچ روش قابل قبولی برای درمان مستقیم عفونتهای ویروسی وجود ندارد.

3- بیماریهای تک یاختهای

تک یاخته ای ها در زنبوران عسل نیز مانند سایر حشرات مشکلاتی را به وجود می اورند.شاخه تک یاخته ای ها به طور معمول به دو زیرشاخه تقسیم میشود

1-مژکداران که اعضائ ان توسط مژک حرکت می کنند.

2-پلاسمودرما که اعضائ ان توسط تاژک یا پای کاذب حرکت می کنند.

اغازیان یا تک یاخته ای هایی که در ارتباط با زنبور عسل قرار میگیرند در سه رده پلاسمادرما طبقه بندی می شوند:

1-هاگداران:گونه های انگلی هستند که فاقد هر گونه حرکت بوده و شامل نوزما و گرگارینها می باشند.

2-ریشه پایان:اعضا شبه امیبی هستند که توسط پاهای کاذب حرکت می کنند و شامل مالپیگا موئبا ملیفیکه میباشد.

3-تاژکداران:اغازیانی هستند که توسط تاژک به جلو رانده می شوند.

:NOSEMA 3-1- بیماری نوزما

بدترین و ناراحت كننده ترین بیماری در مناطق مرطوب است و یا در هنگامی از سال كه رطوبت بالاست یعنی اواخر زمستان و اوایل بهار اشاعه فراوان دارد.بیماری به شدت مسری است و زنبورها را به شدت ضعیف كرده و در حالت شدت همه انها را از بین می برد.

علائم بیماری:

زنبورهای بیمار با پرهای لرزان جلو كندو و یا كمی دورتر افتاده و ناگاه می میرند،بیماری مرگ و میر زنبورها را در داخل كندو افزایش می دهد.با ضعف در پاییز و یا در اوایل بهار باید به نوزما مشكوك شد.جمعیت بیماربه سرعت ضعیف می شوند كندوهایی كه در پاییز مبتلا می شوند زمستان را طاقت نیاورده و می میرند و اگر بتوانند زمستان را پشت سر بگذارند در بهار آینده قادر به جمع آوری محصول نبوده و در تابستان هم قوی نمی شوند. در اطراف سوراخ پرواز جمعیتهای بیمار لكه های زیادی دیده می شود كه در واقع مدفوع خشك شده زنبورهای مریض است كه به حالت اسهالی از خود دفع كرده اند.در هنگام شدت بیماری لكه ها در داخل كندو و در روی كادر ها نیز دیده می شودو لكه های مذكور دارای بوی ناخوشایندی می باشند.

عامل بیماری:

میكروبی به نام NOSEMA APIS كه در داخل سلولهای جدار روده های زنبور رشد كرده و آنها را به اسهال مبتلا می سازد.

راه انتقال بیماری:

انتقال به وسیله آب و مدفوع زنبورهای بیمار و یا غذاهای آلوده به اسپور نوزما و همچنین بوسیله زنبورهای نر كه مجازند به تمام كندوها رفت و آمد كنند انجام می گیرد. جمعیت های ضعیف و كم زنبور زود و به راحتی به این بیماری مبتلا می شوند. لارو زنبورها هرگز به این بیماری مبتلا نمی شوند و فقط زمانی می توانند به این بیماری مبتلا شوند كه زنبورها كامل شدند.

طرز تشخیص بیماری:

با دو انگشت یك دست سینه زنبور را گرفته و با دو انگشت دست دیگر شكمش را بكشید به طوری كه در اثر كشیدن روده هایش از بدن خارج گردند.رنگ قهوه ای یا كمی قرمز رنگ روده ها دلیل بر سلامتی آنها بوده و رنگ سفید شیری آنها دلیل بر مبتلا بودنشان می باشد. وجود زنبورهایی كه قادر به پرواز نیستند در نزدیكی سوراخ پرواز میتواند دلیل بر وجود این بیماری در كندو و یا زنبورستان باشد.

پیشگیری:

بهترین راه پیشگیری قوی نگه داشتن جمعیت است.جمعیت هایی كه در پاییز بد تغذیه گردند و یا اصلا تغذیه نگردند اگر در طول زمستان از گرسنگی نمیرند در اوائل بهار اغلب بیمار می گردند.بنابراین جمعیتها همیشه باید:

1- به اندازه كافی ذخیره عسلی داشته باشند.

2- به اندازه كافی گرده گل در داخل قابها ذخیره كرده باشند.

3- در هر یك از فصول سال اگر كمبود مواد غذایی در داخل كندو مشاهده شد بایستی فورا به جمعیت به اندازه كافی عسل رسانید.

4- سالانه دو بار،یك بار در اوائل پاییز و یكبار در اوائل بهار هنگام تغذیه جمعیتها باید مقداری داروی NOSEMACK به منظور پیشگیری به شربت افزود و به آنها خوراند.

معالجه بیماری:

1- شروع به تغذیه جمعیت با عسل نموده و در داخل غذای آنها مقداری داروی مداوا كننده بر ضد همین بیماری مثل FUMIDIL-B و یا NOSEMACK می ریزیم.این كار بایستی به محض آگاه شدن از وجود بیماری انجام گیرد.

بهترین وقت برای این كار پاییز و مخصوصا فروردین ماه است.پاییز برای پیشگیری و فروردین برای معالجه.

2- در صورتی كه جمعیت هنوز قوی باشد باید فوری از آن بچه گرفت و بدینوسیله زنبورهای جوان را از پیرها جدا كرد.

چون معمولا لاروها و زنبورهای جوان معمولا مبتلا نمی شوند و فقط زنبورهای پیر كه زمستان رادر كندو گذرانده اند نوزما می گیرند. با جدا كردن پیرها از جوانها به كمك بچه مصنوعی عملا زنبورهای بیمار را از زنبورهای سالم جدا كرده و آنها را نجات داده ایم.

3-2-بیماری آمیبی زنبور عسل(Amoeba disease)

این بیماری عمدتا حشرات بالغ کارگر زنبور عسل را مبتلا می سازد و بر حسب میزان آلودگی خسارت نسبتا زیادی را در بر دارد. عامل این بیماری یک پروتوزوآ بنام (Malpighamba mellificae ) است که به اندامهای تنفسی زنبور عسل یعنی لوله های مالپیگی حمله می کند و آنها را از بین می برد.

علائم بیماری:

چون دستگاه دفعی زنبور مورد حمله قرار گرفته است، کارگران معمولا رفتار و فعالیت طبیعی ندارند و تشخیص قطعی این بیماری از طریق آزمایشات مواد دفعی انجام می گیرد.الودگی ناشی از این تک یاخته سبب تخریب لوله های مالپیگی و اختلال در وظایف انها میشود.بیماری امیبی بیشتر سبب ضعیف شدن جمعیتها می شود به همین دلیل این بیماری را ضعف بهاره یا ناپدید شدن بهاره می نامند.لذا تقلیل ناگهانی و بیش از حد زنبوران در اوایل بهار ممکن است بر اثر ابتلا به این بیماری باشد.زنبوران مبتلا اغلب دارای شکم باد کرده ای هستند که اگر به ان فشار وارد شود محتویات ان تا فاصله نسبتا زیادی جهش میکند.

نحوه انتشار:


چون زنبور های بیمار مواد دفعی خود را بر روی قابها ، شانها و داخل کندو می ریزند و زنبوران دیگر در حین تمیز کردن آلوده شده و باعث انتشار بیماری می شوند.

کنترل بیماری:

کنترل بیماری امیبی معمولا مبتنی بر رعایت بهداشت و ضدعفونی کردن وسایل میباشد.

4- بیماریهای قارچی

قارچها گنده رو یا ساپروفیتهای معمولی زنبور و همچنین شانهای کندو هستند.دو بیماری قارچی که در ارتباط با زنبور عسل وجود دارد که عبارتند از بیماری نوزادان گچی و بیماری نوزادان سنگی.

(Chalk brood) 4-1- بیماری نوزادان گچی


نوعی بیماری قارچی است که تنها در مرحله لاروی مشاهده می شود. ظاهرا در ایران وجود ندارد. Ascosphaera apis عامل بیماریزا می باشد. ، قارچی از گروه اسکومسیتها بنام اسپورهای تولید شده توسط قارچها همراه با موادغذائی وارد دستگاه گوارش لارو شده و جوانه زده و رشته های میسلیوم را بوجود می آورد و مسیلیوم ها در دیواره معده نفوذ کرده و باعث متلاشی کردن قسمتهای انتهائی بدن لارو می گردد. اسپور این قارچ در لاروهائی که کمی سرما خورده اند بهتر رشد می کند.

علائم بیماری:


لارو آلوده معمولا دو روز پس از بسته شدن سر سلولهایش می میرند. این لاروها ابتدا کمی متورم و تمام حجم حجره را پر می کنند بعد از آن چروکیده شده و کم کم سفت میشوند.


نحوه انتشار:

اسپورهای قارچ شده باشد. از راه غذای لاروی که آلوده به.1-

اسپورهای چسبیده به سطح شان و دیواره سلول.-2

کنترل و درمان:

معمولا زیان ناشی از از این بیماری چندان شدید نیست که اقدام به درمان شود.به علت اینکه زنبوران کارگر عموما نوزادان مرده را به خارج کندو می برند از این رو اغلب بیماری قبل از مداخله زنبور دار ناپدید میشود.از بین بردن علفهای بلند از اطراف کندو ها برای جلوگیری از ایجاد رطوبت و تهویه صحیح کندو ها.از گسترش شدید بیماری جلوگیری می کند.تعدادی از محققان مصرف داروهای مختلفی مانند تیمول7/0 درصد را به صورت پاشیدن بر روی شانها را توصیه می کنند.داروی امفوتریسین ب موثرترین ماده ضد قارچ اسکو سفرا اپیس می باشد اما این ماده پایدار نیست.

(Stone brood) 4-2- بیماری نوزادان سنگی

این بیماری نیز قارچی است و توسط قارچی از جنس (Asper gillus) تولید می شود. هم نوزادان و هم حشرات کامل را مبتلا می کند. قارچهای اسپرژیلوس فلاووس و در برخی مواقع اسپرژیلوس فومیگاتوس هم لارو و هم زنبور عسل بالغ را مبتلا کرده و نابود میسازد.

علائم بیماری:

لاروها و شفیره ها ممکن است در حجرات باز و یا بسته مرده و در داخل حجرات به صورت اجسام مومیائی شده و سخت در می آید. لاروهای آلوده ابتدا کرک دارو سفید رنگ و سپس به قهوه ای روشن و یا زرد متمایل به سبز تبدیل شده و کاملا سخت می شوند.


نحوه انتشار:

انتشار این بیماری از یک کلنی به کلنی دیگر از طریق عملیات زنبورداری از جمله جابه جائی شانها ، تغذیه عسل و ادغام كردن كلني ها وغیره از کلنی های آلوده به کلنی های سالم انجام می گیرد.

درمان:

تا به حال هیچ روش درمانی برای بیماری نوزادان سنگی شناخته نشده است اما در موارد شدید الودگی سوزاندن زنبورها و شانها و همه محتویات کندو و همچنین ضد عفونی کردن کندو تنها راه چاره می باشد.عسل کندوهای الوده به بیماری نوزادان سنگی برای انسان قابل استفاده نمی باشد.تعدادی از محققین در یافته اند که با دود دادن شانها با اکسید اتیلن به مدت 15 دقیقه در دمای 22 درجه سانتیگراد میتوان قارچ اسپرژیلوس فلاووس را نابود کرد.همچنین داروهای نیستاتین و تیابندازول بر قارچ مذکور موثر هستند.

5-بیماری ناشی از عنکبوتیان

عنکبوتیان نیز مانند خرچنگهای دریایی هزار پایان و صدپایان جز بند پایان به حساب می ایند و مانند انها دارای اسکلت خارجی بوده و بدنشان بند بند است.ضمائم انها زوج بوده و بند بند است.دو گونه مهم انها که در ارتباط با زنبور عسل قرار میگیرند شامل مایت اکاراپیس وودی و مایت جاکابسونی و جرب تروپیلا می باشد.

5-1- بیماری واروازیس

مقدمه:

واروا اولين بار توسط جاكوبسون در سال 1904 در جزاير جاواي اندونزي بر روي زنبور عسل هندي Apis ceranaمشاهده شد. بين اين انگل و اين زنبور از مدت هاي مديد، همزيستي بوده است.واروا در سال 1964 در زنبور عسل اروپايي ديده شد. از آن زمان انگل با سرعت سرسام آور منتشر شد و واروا در ميزبان جديد با هيچ مانعي براي رشد خود برخورد نكرد. اگر زيست شناسي زنبور عسل اروپايي و زنبور عسل هندي مقايسه شود اين توسعه برق آسا قابل توجيه خواهد بود:در زنبور عسل هندي(دوره تكاملي 17 روز ) واروا نمي تواند جز در شفيره هاي نر تكثير نمايد. زمان بسته ماندن درب شفيره هاي كارگر در اين زنبور خيلي كوتاه بوده و اجازه نميدهد سيكل توسعه انگل كامل شود. در زنبور عسل هندي ، رفتار جوريدن يا پاك سازي فعال شده است. زنبور با خود جوري انگل را از خود دور ميكند يا با ديگر جوري به نبورآلوده ديگر كمك مي نمايد. در عرض دو دقيقه زنبور عسل هندي90% انگل ها را از خود دور كرده و اين رفتار در زنبور عسل اروپايي وجود ندارد. با ترشح بزاق واروا در همولنف زنبور بالغ، رفتار خود جوري فعال مي شود. رفتار جوريدن شفيره ها با تحريك قوه بينايي يا بويايي در زنبورانپرستارفعالميشود. بطورميانگين ميزان درجه حرارت حجره هاي شفيره در زنبور عسل هندي 38 درجه سانتي گراد است ، رحاليكه درجه حرارت مناسب براي تكثير واروا بسته به درجه محيط بين2.34-3.31 درجه سانتي گراد است. ميزان هورمون جواني در نزد زنبور عسل هندي خيلي كمتر از زنبور عسل اروپايي است و توليد مثل انگل را محدود مي نمايد، اين هورمون عامل تنظيم رشد تخمدانها در وارواي ماده جوان ميباشد.غريزه نظافت گري زنبور عسل اروپايي نسبت به زنبور عسل هندي از رشد كمتري برخوردار است از اينروست كه در زنبور عسل هندي شفيره هاي آلوده و تلف شده در داخل حجره ها نقش تله را براي انگل دارند.از سال 1964، انگل در اغلب مناطق دنيا بجز چند منطقه كه فعلاً آلوده نيستند، شروع به گسترش نموده و باعث تلفات در تعداد زيادي از كلني ها شده است.عامل بيماري جربی بنام واروا مي باشد كه داراي دو جنس است. جنس نر، و جنس ماده كه عامل انتشار آلودگي است. جنس ماده علاوه بر بالغين بر روي شفيره ها دیده می شود و جنس نر فقط بر روي شفيره ها يافت مي شود.وارواي ماده بيضوي شكل و شبيه خرچنگ كوچك ميباشد و 1.1 ميلي متر طول و 6.1 ميلي متر پهنا دارد. قسمت پشتي از يك مجموعه صفحه كه به هم وصل شده اند پوشيده شده است. وارواي نر، از نظر شكل با ماده تفاوت داشته ، شكل آن گرد (قطر 0.8 ميليمتر) و رنگ آن سفيد است. بدنی نرم داشته و شيارهايي بر روي پشت دارد، گوشه گير بوده، تغذيه نميكند يا از بقاياي غذايي استفاده ميكند. چهار جفت پاي او بطرف جلو كشيده شده است. بجز داخل حجرات آن را نميتوان ديد و زندگي ميكند تا توليد مثل نمايد.

مراحل تكاملي واروا:

تخم: بيضوي و حدود 5.0 ميلي متر به رنگ سفيد كمرنگ.

پيش لاروي: فرم غير فعال، بي حركت و خيلي مقاوم.

لاروي: بعد از پوست اندازي از مرحله پيش لاروي ،وارد مرحله لاروي ميشود، در اين مرحله نه مي تواند تغذيه كند و نه حركت نمايد داراي شش پا است.پيش لاروي فرم غير فعال، بي حركت و خيلي مقاوم.

پيش شفيره اي:بعد از مرحله لاروي و پوست اندازي پيش شفيره ظاهر شده، به رنگ سفيد و داراي چهار جفت پا ميباشد.اين پروتونف يا پيش شفيره حركت نميكند يا خيلي كم با استفاده از پنجه ها، اما ميتوانند كوتيكول را سوراخ كرده و از همولنف تغذيه كند.

بسته به جنس شكل آن تغيير كرده در ماده بيضوي شكل بوده، به رنگ سفيد و پاها بطرف جلو كشيد شده و تغذيه ميكند. و در نر مثلثي شكل يا گرد و داراي شيار پشتي است.

تغذيه:

وارواي ماده از همولنف لارو و شفيره ها و زنبوران بالغ تغذيه مينمايد. محققين مختلف مقاديري براي ميزان همولنف جذب شده قايل شده اند كه بسته به وضعيت جرب در دوره سال تفاوت ميكند. وارواي ماده (وزن 0.3 ميلي گرم ) دو ساعت تمام تغذيه ميكند و0.1 ميلي گرم افزايش وزن پيدا ميكند.

محل انگل واروا:

در داخل كلني انگل وارواي ماده روي زنبوران بالغ بزرگتر از 2 روز، ترجيحاً زنبوران پرستار است. در مناطقي كه جذب همولنف(همان خون زنبور است) ميسر است يعني در محل غشاء بين قطعات بدني زنبور يا حلقه هاي شكمي_ پشتي يا بين مفاصل سينه و شكم يا سرو سينه يا پاها يك يا چند انگل ميتوانند حضور داشته باشند.انگل، زنبوران شهدآور را از ديگر زنبوران از طريق ترشح فرمون نازانوف كه بر اساس سن زنبور ترشح ميشود شناسايي ميكند. زمانيكه ماده ها تغذيه نميكنند، ترجيحاً جاي آنها روي سينه ميباشد تعداد واروا هاي كه روي سينه ميروند نسبت به درجه حرارت محيط حالت معكوس دارد و در 28 درجه سانتي گراد حداقل است.تجارب نشان ميدهد كه 42% واروا ها، درجه حرارت سلولهاي شفيره هاي نر (34-30درجه سانتي گراد) را ترجيح ميدهند و 19% درجه حرارت سلولهاي شفيره كارگر (36-34 درجه سانتي گراد) را بر مي گزينند.وجود سلولهاي ملكه ، واروا هاي ماده را جذب ميكند.

در شرايط آلودگي شديد واروا ها را ميتوان داخل سلولهاي در باز بيشتر از سه روزه و 2 تا 3% موارد داخل سلولهاي ملكه يافت . واروا هاي نر را بجز در سلولهاي دربسته نر يا كارگر نميتوان يافت.

دوره زندگي انگل:

مطالعات زيادي براي شناخت مراحل زندگي واروا انجام شده ولي تا كنون این مراحل كاملاًََ شناخته نشده است دوره زندگي واروا با دوره زندگي زنبوران كارگر يا نر در مرحله شفيرگي، بستگي دارد.وارواي ماده بارور، قبل از بسته شدن درب سلول وارد آن شده داخل ژله مخفي ميگردد، بعد درب حجره بسته ميشود. واروا ابتدا از ذاي لارو (ژله) و پس از تمام شدن آن از همولنف لارو استفاده نموده سپس شروع به تخمگذاري مي نمايد.به فاصله هر 24 ساعت يك تخم و بين 2 تا 8 تخم گذاشته ميشود. بر اساس تحقيقات انجام شده اولين تخم به وارواي ماده و دومين به وارواي نر تبديل ميشود و تخم بعدي دو مرتبه ماده ميباشد.لارو از تخم خارج شده نه مي تواند تغذيه كند و نه حركت نمايد داراي شش پا است، بعد از 48 ساعت تبديل به پيش شفيره مي شود. لبه هاي آن گرد و با مشكل از نر كه مثلثي تر است قابل تشخيص است. بعد از تغذيه بر روي لارو به شفيره تبديل مي شود . سرعت گذراندن وضعيت شفيره اي در واروا به شرايط آب و هوايي ايده آل بستگي دارد. حداقل دوره تخم تا شفيره براي ماده سه روز است. سه روز بعد با آخرين پوست اندازي بالغ ميشود. حدوداًَََ 24 ساعت بعد داخل حجره سر بسته جفتگيري مي كند. نر بعد از جفتگيري در داخل سلول تلف شده و ماده از سلول خارج تا سيكل ادامه يابد. دوره تكاملي وارواي ماده از تخم تا بلوغ 8 تا 9 روز است.يك ماده تخم گذار مي تواند چند دوره تخمگذاري نمايد. بيش از 50% ماده ها سه دوره تخمگذاري دارند. برخي تا هفت دوره و تا سي تخم مي گذارند.يك ماده باكره مي تواند از حجره خارج شود، اين ماده بعد از گذراندن يك دوره روي زنبور بالغ، وارد حجره ميشود يك تخم مي گذارد كه تبديل به وارواي نر ميشود. فقط ماده هاي جوان مستعد باروري هستند. مشخص شده كه ماده هاي باكره بارور شده، قبل از شروع دوره تخمگذاري، بايستي حدود پنج روز را روي زنبوران بالغ بگذرانند تا از نظر جنسي بالغ شوند. اين بلوغ جنسي از طريق بهره گيري از هورمون جواني بدست مي آيد.ارقام حاصله از شيوه رشد و تكثير واروا از يك سيستم دقيق حكايت ميكند و نشانگر تعادل در جمعيت واروا ميباشد. همانگونه كه دوره زندگي زنبور بسته به شرايط تفاوت ميكند و در زمستان، خشكي، كم غذايي، افزايش و در شرايط آب و هوايي و فعالیت زیاد كاهش مي يابد، دوره زندگي واروا نيز ثابت نيست، هماهنگ با شرايط منطقه ، فصل و آب و هوا افزايش يا كاهش نشان مي دهد.حضور انگل در داخل حجره بر دوره شفيره سر بسته تأثير گذاشته و آنرا طولاني ميكند. درصد توليد مثل واروا بسته به گونه زنبور تفاوت ميكند و از طرفي به تعداد زنبور پرستار بستگي دارد(اهميت هورمون جواني).دوره زندگي وارواي ماده در داخل كلني در تابستان 2 تا 3 ماه و در زمستان شش ماه است. خارج از ميزبان، اين دوره بسته به شرايط آب و هوايي فرق ميكند و در شرايط خوب از هفت تا نه روز ميباشد. در شفيره هايي كه در درجه حرارت محيط قرار گيرند وارواي ماده تا 15 روز زنده مانده است.واروا يكي از بيماريهاي زنبوران عسل است كه در هر شرايطي به تنهايي يا با حضور عوامل بيماريزا با سرعت منتشر مي شود ، بدون اينكه بهبودي يابد. اثر بيماريزايي واروا روي زنبوران بالغ و شفيره ها ظاهرميشود.

علايم روي زنبوران بالغ:

اثرات انگلی: حضور يك يا چند انگل، زنبور را در حركت ، پرواز و در همه فعاليت هايي كه در داخل كلني انجام ميدهد ،دچار ناراحتي ميكند .بطور دوره اي وارواي ماده همولنف زنبور را مي مكد و باعث تضعيف زنبور ميشود و در سوخت و ساز زنبور ايجاد اختلال مي نمايد. تخمين زده شده است كه 0.1 يا 0.2درصد حجم همولنف يك زنبور كارگر توسط واروا در هر وعده غذا بلع ميشود و در يك دوره كامل زندگي زنبور، 40% حجم همولنف زنبور بلعيده ميشود.كاهش تعداد سلولهاي خوني(هموسيت ها) و تغيير ميزان پروتئين همولنف نيز گزارش شده است. ميزان اهميت اين تغييرات بستگي به تعداد انگل ها دارد. در هنگام آلودگي شديد، بر روي كار غدد مانديبولار و هيپوفارنژيال اثر گذاشته و در نتيجه روي كيفيت ژله رويال اثر ميگذارد. اثر ديگر آن مصرف ذخاير چربي است كه اهميت زيادي در متابوليسم زنبور عسل دارد.

انتقال اجرام:

منفذ حاصله از زوايد دهاني واروا موقعيت را براي ورود اجرام بيماريزا مخصوصاً ويروس فلجي حاد فراهم ميكند.طور كلي، زنبوران بالغ يك كاهش فعاليت را نشان ميدهند كه در نتيجه اختلال در سوخت و ساز آنهاست و منجر به كاهش عمر آنها ميشود .در يك آزمايش ،گروهي از زنبوران آلوده با گروهي از زنبوران سالم در شرايط آزمايشگاهي مقايسه شدند . بعد از بيست و پنج روز 25% از زنبوران آلوده زنده ماندند ،در حاليكه از زنبوران سالم 50% زنده مانده بودند.

علائم در شفيره ها:

ايجاد جراحت:

واروا با رفت و آمد به داخل حجره باعث تخريش و خسارت به صفحاتي كه منشأ اندامهاي ضميمه در شفيره ها ميباشند، ميشود. در نتيجه زنبوران ناقص الخلقه (بدون بال) متولد ميشوند. كمبود جا حاصله از حضور واروا مانع رشد هماهنگ زنبور در آينده ميشود.6% زنبوران متولد شده آلوده دچار نقص در اندازه شكم ميباشند. برخي از لاروهاي شديداً آلوده، درست قبل از پوشيده شدن درب حجره، از حجره خارج گرديده و روي كف كندو مي افتند. داخل حجره هاي آلوده، مصرف اكسيژن افزايش يافته و منجر به آسيب به لارو ميشود.

اثرات انگلي:

در اثر آلودگي در دوره شفيره اي، 15 تا 40 درصد حجم همولنف از بين ميرود. اين مسئله بر سوخت و ساز اثر گذاشته و منجر به تولد زنبوري ناتوان و محكوم به زندگي كوتاه با غدد تحليل رفته، ميگردد. با وجود يك تا سه جرب حجم غدد هيپوفارنژيال 5-13% و وزن حشره بالغ 30% كاهش مييابد.بيماريزايي ثانوي توسط واروا مشاهده است. برخي بيماريهاي مربوط به شفيره ها مثل لوك اروپايي، آمريكايي، نوزاد كيسه اي افزايش مي يابد و اثر ويروس هايي كه در كلني وجود داشته ولي بيماريزايي نداشته اند ،تشديد ميشود.با تغذيه مستقيم واروا از همولنف ويروس ها وارد بدن لارو شده ،باعث مرگ لارو يا تولد زنبور ناقص شده و يك وضعيت مشخص را بر روي قاب ها نشان مي دهد. زنبوران آلوده اي كه متولد ميشوند از نظر جسمي كم و بيش ناقص هستند. وزن خود را از دست داده، بسته به شدت انگل، 6.21% وزن خود را از دست ميدهند.وجود جرب ها بر روي زنبوران بالغ نيز اثرات آلودگي را افزايش ميدهند.

علايم در كندو:


اولين مشكل و جزء لاينفك اين آلودگي عدم ظهور علايم در شروع آلودگي است.بر حسب ميزان آلودگي، فصل ،شرايط آب و هوايي، روش هاي پرورش و ساير آلودگيها، علايم با شدت كم و بيش ظاهر ميشوند.در اوايل آلودگي زنبوردار حتي براي پيشگيري، نگراني ندارد. فقط بعدها كه فشار انگل افزايش يافت، علايم بروز ميكند و زنبور دار مطلع مي شود.

علايم در جلوي كلنی:

زنبوران تلف شده زنبوران و شفيره هاي ناقص.

لاروهاي تازه جلوي تخته پرواز .
زنبوران افتاده روي زمين، در حال حركت بدون هدف.
زنبوران بدون بال يا با پاهاي ناقص.
زنبوران فاقد مو و سياه .
وجود گروههاي زنبور در نزديك كلني ها يا روي زمين يا روي شاخه درختان(زنبوران فراري)

علايم در داخل كلنی:

كاهش تخمگذاري ملكه.شفيره هاي موزاييك مانند.شفيره هاي زنده اما ناقص در داخل حجره هاي درب بسته.
شفيره هاي تلف شده در داخل حجره هاي درب بسته، در حالت طبيعي از
نظر رشد (زبان خارج و پاها جمع شده).لاروها جمع شده در كنج حجره، به رنگ قهوه اي روشن تا تيره، قوام خميري و گاهي كشدار. شفيره ها كم و بيش، خورده شده و از حجره بيرون افتاده، كه در اثر كمبود پروتئين مي باشد و با تأمين پروتئين ميتوان پيشگيري نمود. اين حالت كه همخواري ناميده مي شود بعد از تأمين پروتئين نيز اگر مشاهده شد ميتوان علت ديگري، مثل كمبود گرده ،داشته باشد.كاهش جمعيت كلني وجود ذخيره عسل و گرده نامتناسب با جمعيت كلني.حمله كرم موم خوار بدليل ضعف كلني. يادآوري ميشود كه تمام علايم اختصاصي نيستند، و تعدادي از آنها در ساير بيماري ها ديده ميشوند.با آزمايش دقيق زنبوران و شفيره ها، وجود واروا نشان داده خواهد شد. در شفيره ها علايمي شبيه لوك اروپايي، لوك امريكايي، نوزاد كيسه اي ظاهر ميشود. علاوه بر اين بيماريها ،تضعيف كلي كلني، زنبوران و شفيره ها قابل رؤيت ميباشند. علايم فلجي حاد حاصله از آلودگي ويروسي نيز قابل رؤيت است.اين علايم هميشه مربوط به آلودگي در همان لحظه نيست بلكه نشانگر بر هم خوردن تعادل بوسيله واروا است كه حاصل از فشار قبلي انگل است.در ميزان شفيره هاي لوله اي يا واژگون افزايش ديده ميشود. اين به دليل دالان هايي است كه كرم موم خوار در زير حجره ها حفر كرده است و باعث ميشود لارو بطرف بالا حركت كند تا جاييكه در پوش حجره مانع ميشود در اينجا لارو زنبور وارونه ميشود. اگر اين نقص از قبل مشاهده شود مي تواند مربوط به ضعف كلني و عواملي غير از واروا باشد.


گسترش آلودگي:


واروا بسرعت تكثير مي شود و هيچ چيز نمي تواند جلوي آنرا بگيرد. فاكتورهاي مختلف، مثل عوامل طبيعي زنبورداري، اين وضعيت را تاييد ميكند.در بين عوامل طبيعي ميتوان اشاره كرد به: ـ پرواز نرها، تغيير كلني و زنبورستان، بچه دهي، غارت، ورود زنبوران شهد آور به ساير كلني ها، فرار كلني ها، انتقال انگل توسط حشرات ديگر مثل زنبوران معمولي.
عوامل ديگري كه به زنبور دار مربوط است مثل: مهاجرت، تمركز كلني ها در يك منطقه، انتقال طبقات با زنبوران در هنگام عسل گيري، فروش بچه كندو، تجارت ملكه

مبارزه با واروا

مراقبت:

تا كنون در هيچ كشوري از كشورهاي آلوده ريشه كني صورت نگرفته، شناخت چگونگي همزيستي با واروا اهميت فراوان دارد. يك كندو با يك آلودگي ضعيف به واروا مي تواند دوام داشته باشد. مسئله مهم زماني است كه جمعيت واروا گسترش پيدا مي نمايد.يك برنامه مراقبت مناسب مي تواند از گسترش واروا جلوگيري نمايد، مراقبت در كندوهايي كه قبلاً آلودگي داشته اند اهميت بيشتري دارد و شامل تخمين دوره اي جمعيت واروا ميشود تا زمان مناسب مبارزه معلوم شود.

شمارش ساده:

اولين روش تعيين آلودگي شامل شمارش جرب هايي است كه در كف كندو مي افتند. با قرار دادن يك كاغذ چرب يا چسبناك در كف كندو و عوض كردن آن هر 2 تا 3 روز ، تعداد وارواها را در بين چيزهايي كه روي كاغذ مي افتند ،شمارش ميشوند، براي هر جرب يافت شده مرده (بدون درمان) حدود 150-100 وارواي زنده در كندو تخمين زده ميشود. با اين روش در تابستان ،ديدن كمتر از 10 واروا در يك روز را ، آستانه قابل قبول مي نامند. زمانيكه از اين حد بگذرد بايد كلني درمان شود يا به مراقبت دقيق نياز دارد. اغلب محققين عقيده دارند كه يك كندو مي تواند تا 3000 واروا را تحمل نموده زنده باقي بماند.اين روش توسط دولت كانادا براي مراقبت پذيرفته شده و شامل گذاشتن يك كاغذ چسبناك در كف كندو مي باشد كه روي آن يك توري با شبكه هاي 3 ميلي ليتري قرار داده مي شود. با قرار دادن 20 سي سي اسيد فرميك 65% روي كاغذ تعداد وارواها بعد از 72-24 ساعت شمارش مي شود.

شمارش با استفاده ازپودر شكر:

1. در يك بطري دهان گشاد خالي حدود يك قاشق پودر شكر(شكري كه كوبيده يا آرد شده است) مي ريزيم.

2. سپس با كشيدن بطري بر روي يك قاب از يك كلني تعداد 50-100 زنبور بالغ را وارد آن مي نماييم.

3. درب بطري را بسته به آرامي به هم ميزنيم تا بدن زنبوران با پودر شكر آغشته شود. با اين كار واروا ها از بدن زنبوران جدا و داخل پودر شكر مي افتند.

4. در اين حالت درب بطري را باز نموده و روي درب بطري را با يك طوري پارچه اي(طوري پنجره) مي پوشانيم. قطر منافذ طوري به اندازه اي باشد كه پودر شكر حاوي وارواها بتواند از آن خارج شود و مانع خروج زنبوران گردد.

5. با ريختن پودر شكر بر روي يك بشقاب ميتوان تعداد واروا ها را شمارش نمود.

شمارش روي زنبوران:

اين روش دقيق و با قرار دادن 500-200 زنبور بالغ (مضربي از صد) در يك ظرف حاوي الكل يا ظرف حاوي آب جوش داراي ماده شوينده مي باشد، بعد از 20 دقيقه وارواها جدا شده، پس از شمارش آنها ميزان آلودگي تعيين مي شود.

وضعيت كلني

درصد آلودگي

آلودگي خيلي ضعيف ، به سادگي وارواها ديده نميشوند.

5% يا كمتر

آلودگي ضعيف، زمستان گذراني بدون درمان مشكل است.

5% - 10%

علايم آشكار ، اگر علايم در بهار باشد، كلني در زمستان از بين خواهدرفت.

10%-20%

كلني چند هفته بيشتر دوام نخواهد يافت.

بیشتر از 20%

كلني كاملاً از بين رفته است.

بیشتر از 30%

جدول : اهميت درصد آلودگي به واروا با شمارش توسط الكل

تخمين شفيره هاي آلوده:

تكنيك ديگر تعيين ميزان آلودگي در شفيره هاي سر بسته است،زمانيكه بيش از 10% سلولهاي زنبوران كارگر و يا بيش از 50% سلولهاي نر در يك كلني آلوده باشند، كلني در معرض خطر است. براي نمونه گيري ميتوان حداقل صد لارو را مورد بررسي قرار داد.

زمان درمان:

در خارج از زمان شهد، زمانی که آلودگی بيش از 5% باشد، اجراء ميشود:درمان بهاره، اوايل تابستان بايد جمعيت واروا در كندو حداقل باشد چون بايد يك دوره بدون درمان را سپري كند.درمان پاييزه بعد از عسل گيري ،براي تقويت كلني قبل از زمستان.درمان در زمانيكه جمعيت واروا از آستانه تحمل كلني گذشته باشد.درمان بهاره و پاييزه همزمان با دوره عدم فعاليت ملكه است و اين منفعت را دارد كه شفيره اي وجود ندارد و لذا هيچ واروايي در يك درمان دقيق نمي تواند بگريزد. بچه گيري در بهار نيز همين وضعيت (فقدان شفيره) را براي كلني فراهم ميكند و درمان را آسان مي نمايد. بدليل تكثير سريع واروا، درمانهاي تركيبي نتايج قانع كننده اي ندارند و هيچ دارويي نيز اثر 100% ندارد. لذا بايد ميزان آلودگي به واروا را در سطح پايين نگه داشت تا بتدريج مقاومت كافي به واروا در كلني ها ايجاد شود.

روش هاي مقابله با واروا (غير دارويي):

الف: تله گذاري:

اين شيوه بر جمع كردن وارواهاي كندو در يك قاب و سپس حذف قاب، استوار است.


تله گذاري با سلولهاي نر :

چون وارواها تخمگذاري در سلولهاي نر را ترجيح ميدهند ميتوان آنها را با تأمين يك قاب مومي نر بافي شده به تله انداخت. زماني كه آخرين حجره بسته شد قاب از كندو خارج و موم آن را ذوب كرده يا سوزانده . اين يك راه مقابله در شروع آلودگي است.


جذب كننده ها:

مواد جذب كننده مثل عصاره سلولهاي نر نيز كه توسط برخي از شركت ها ساخته ميشوند روي كادر يا قاب پاشيده شده و حدود 75% وارواها را جذب مي نمايد.

ملكه جديد:

با برداشتن و ذوب كردن اولين قابي كه ملكه در آن تخمگذاري كرده مي تواند بخش قابل توجهي از وارواهاي موجود را حذف نمود. محققين روسي مشاهده كرده اند كه شفيره هاي اولين قابي كه ملكه جديد در آن تخمگذاري كرده ، 46% آلوده است. با برداشت اين قاب جمعيت واروا كاهش كلي پيدا ميكند ساير قاب ها داراي 4% آلودگي بوده اند . بدين ترتيب كلني از رشد كافي برخوردار شده و مي تواند زمستان گذرا ني نمايد.

معرفي لاروهاي جوان:

يك زنبوردار كانادايي زماني كه كلني فاقد لارو ميباشد، با معرفي لاروهاي جوان به كلني ، ميزان آلودگي را به سطح پاييني رسانده است. واروا ها به كادر يا قاب براي تخمگذاري هجوم مي آورند كادر را به محض سر بسته شدن از كندو خارج مي نماييم. اين روش مزاياي زيادي دارد مخصوصاً اينكه دوره توليد مثل زنبوران ادامه یافته و باعث مقاومت تدريجي كلني به واروا ميشود.

حبس كردن ملكه:

با اين روش ملكه را روي يك قاب سه مرتبه به فاصله 10 روز حبس كرده، بعد از 30 روز كادر را خارج نموده و سوزانده ميشود. ملكه را ميتوان عوض كرد. به اين روش 60% وارواها از بين ميروند.

ب ـ گرما درماني:

جرب ها (واروا و آكاراپيس) ، به گرما خيلي حساس هستند. گرما درماني ، ايجاد حرارت به ميزاني كه باعث كاهش تعداد جرب ها گرديده بدون اينكه باعث كشتن زنبوران شود. درجه حرارت 44 درجه به مدت 30-20 دقيقه توسط يك زنبوردار يوناني بررسي شده كه باعث كاهش تعداد وارواها ميشود. و درجه حرارت 39 درجه بمدت 48 ساعت نيز همين اثر را دارد. جرب مجاري تنفسي (آكاراپيس ) به گرما درماني حساس تر است. خيلي از افراد معتقدند كه ماندن كندوها در مقابل نور خورشيد باعث سلامت آنها ميشود.ـ زنبورداران هندي شگرد ساده اي را بكار برده و با پاشيدن 15-10 گرم آرد گندم در زمان ظاهر شدن واروا و تكرار سه بار به فاصله يك هفته باعث كاهش آلودگي شده اند. آرد مانع چسبيدن واروا به زنبور شده و نمي تواند از قابي به قاب ديگر برود اين روش براي زنبور و براي عسل ضرري ندارد. تركيب 150 گرم روغن گياهي و 30 گرم پودر شكر و قرار دادن آن روي كادرهاي شفيره ،زنبوران با تصور اينكه اين ماده زايد است آنرا بتدريج از كندو بيرون ريخته و بدن آنها چرب شده و جرب ها نميتوانند بر روي زنبور قرار گيرند.

د: الكتريسيته:

يك محقق روسي با استفاده از اين روش 100% كنه هايي كه به زنبوران بالغ چسبيده اند از بين برده. در اين روش يك صفحه سوراخ دار به اندازه هيكل زنبور و در جلوي دريچه پرواز قرار داده ميشود. لبه هاي هر سوراخ شبيه برس است. اين صفحه داخل يك الكتروليت قرار داده شده زمانيكه جريان 12 ولت برق از صفحه عبور ميكند واروا هايي كه به زنبوران چسبيده اند فلج ميشوند و مي افتند در حاليكه بر زنبوران اثري ندارد.


روش دارويی:

داروهايي قبلاً در زنبور عسل مورد مصرف بوده اند كه به دليل اثرات نامناسب به سرعت از چرخه مصرف حذف شدند. داروهايي كه فعلاً مورد مصرف هستند يا براي مصرف توصيه مي شوند به شرح ذيل هستند:

فلووالينات (آپيستان)

فلومترين (بای وارول)

داروهاي فوق از نظر كيفيت و ميزان باقيمانده استاندارد بوده از سموم پايروتيروييد مي باشند كه بر واروا مؤثر هستند، در برخي از كشورها گزارشاتي مبني بر مقاومت به اين سموم وجود دارد ولي تا كنون در اين مورد گزارش علمي و مستدلي در كشور مشاهده نشده است.

تيمول (آپیگارد)

اين دارو از گروه عصاره هاي روغني (Essential oil) و عصاره صنعتي آويشن مي باشد.اثرات جانبي مربوط به باقيمانده ها در موم و عسل در اين دارو گزارش نشده، به اين دليل مصرف آن در زنبورداري هاي بيولوژيك توصيه شده است.

اسيد فرميك:

يك اسيد آلي است كه در گياهان مخصوصاً ميوه ها ، يافت ميشود. در عسل به ميزان كم حدود 100 ميلي گرم در كيلوگرم يافت شود و در برخي از عسل ها مثل شاه بلوط حاوي 200 ميلي گرم در كيلوگرم است. استفاده از اسيد فرميك به صورت ژل براي مبارزه با واروا توصيه مي شود. زمانيكه هواي كندو از اسيد فرميك اشباع شود به سلولهايي كه قابليت نفوذ هوا دارد وارد ميشود و جرب هاي زنبور عسل را از بين ميبرد. مزاياي اين ماده اثر روي بالغين و شفيره ها به ميزان 90% است. مزيت ديگر اينكه جرب ها به آن مقاوم نميشوند. اين ماده در اروپا به طور وسیع استفاده می شد.



تاريخ : سه شنبه 23 خرداد1391 | 4:0 بعد از ظهر | نویسنده : سید محمود حسینی
 

 5-2- بیماری اکاریوز

 

عامل این بیماریمایت اکاراپیس وودی میباشد که در سال1921 تحت عنوان تارسو نمویس وودی مطرح شد ولی بعدها به نام اکاراپیس وودی تغیر یافت.این مایت در تراشه های بزرگ(مجاری تنفسی)زنبور عسل خصوصا در مجاری تنفسی و پیش سینهای ان زندگی می کند.اندازه مایت نر 100*60 میکرون بوده و واجد 3پلاک پشتی است و اندازه مایت ماده 100-75*180-125 میکرون بوده و دارای 5 پلاک پشتی است.                                                                                                                                   

                                                                                                                                               

زیست شناسی و راه انتشار مایت:

 

اکاراپیس وودی چرخه زندگی خود را در داخل مجاری تنفسی پیش سینه ای زنبور عسل کامل می کند.تمام مراحل زندگی این مایت یعنی تخم و لارو و شفیره و بلوغ را میتورا در تراشه مشاهده کرد.ظاهرا این مایت در سرتا سر سال فعالیت می نماید و در الودگی های شدید حتی در کیسه های هوایی سر زنبور نیز مشاهده شده است.مایت ماده تخمهای خود را در تراشه های زنبور میگزارد و لارو6-3روز بعد از تخم خارج می شود.این مایت های جوان توسط ضمائم دهانی از همولنف زنبور استفاده می کند و این عمل موجب وارد امدن جراحاتی به بافتهای تراشه و تیره شدن انها میگردد.مایت ماده تخمگذار تراشه زنبور را برای تکثیر ترک کرده و به بالای موهای سینه ای زنبور میرود و در صورت تماس با زنبور دیگر کار انتقال به زنبور سالم انجام میشود.در این هنگام از تریق منفذ تانفسی وارد لوله تنفسی زنبورمیزبان شده و پس از 4-3 روز7-5تخم میگزارد.طول زمان تکامل تا مرحله بلوغ برای مایت ماده 14-12روز و برای مایت نر12-10 روز می باشد.عموما زنبوران کمتر از 9 روز شرایط الودگی به این مایت را دارند.حساسیت فردی به الودگی از اولین روز زندگی کاهش مییابد وعلت ان دقیقا مشخص نیست.بعضی ها اعتقاد دارند که که این امر به این دلیل است که با بالا رفتن سن موهای زنبور عسل که در اطراف منفذ تنفسی ان قرار دارد سخت شده و در نتیجه در راه ورودی مایت به داخل منفذ تنفسی اشکال ایجاد میشود.دو گونه دیگر اکاراپیس در زنبور عسل ممکن است مشاهده شود که اینها عموما مایتهایی هستند که در تمام زندکی خود را بر روی سطح خارجی بدن زنبور ها میگذرانند.اما از نظر ریخت شناسی تقریبا شبیه به اکاراپسی وودی هستند که تحت عنوان اکاراپیس اکسترنوس(در محل اتصال سر به سینه)واکاراپیس دورسالیس(در پشت زنبور)می باشند.                                                                        

پيشگيري و درمان :

1- از كلني هاي مقاوم به بيماري اقدام به پرورش ملكه شود . و از آن ملكه ها , در ساير كلني ها استفاده شود .

2-  از مجاورت با كلني هاي آلوده , پرهيز شود  براي درمان اين آلودگي امروزه از داروهايي با منشاء گياهي از جمله تيمول , منتول , اسيد فرميك و روغنهاي گياهي استفاده ميشود , كه هم براي زنبور كم ضرر است و هم اثر سوء بر محيط زيست ندارد . در منابع آمده است كه , مخلوط روغنهاي گياهي مثل روغن اكاليپتوس و شكر براي درمان اين بيماري , استفاده شده است .استفاده از تيمول در درجه حرارت بالاي 15 و به مقدار 25 -50گرم  توصيه شده است. مقدار 25 گرم در آزمايشات اوليه , پاسخ بهتري داده است.

5-3-جرب تروپيلا

 

تروپيلا جرب یا مایت جلدي زنبور عسل است، درست قبل از بسته شدن درب حجره وارد حجرات شفيره شده، در آنجا شروع به توليد مثل كرده و از همولنف تغذيه می نماید. يك دوره كوتاه بر روي زنبوران بالغ زندگی میکند و بعد از مدت كوتاهي باعث از بين رفتن كلني مي شود.

اپيدميولوژي:

اين جرب اولين بار در فيليپين توسط دلفينادو و بيكر (1961) بر روي آپيس ملي فرا شناسايي و توصيف شد. بعداً بر روي ساير گونه هاي آپيس ديده شد. در هندوستان اين جرب باعث تلفات 50% شفيره هاي زنبور عسل شده است كه اين وضعيت در فيليپين نيز مشاهده شده است. در ديگر كشورهائيكه آپيس ملي فرا بومي است، تروپيلا كلارا به عنوان يك آفت جدي كه كنترل آن ضروري است مطرح مي باشد.

سبب شناسي:

جنس تروپيلا متعلق به خانواده لالاپيده است كه شامل دو گونه، تروپيلا كلارا و تروپيلا كونيگروم است. گونه كونيگروم مختص آپيس دورساتا است و در سريلانكا ديده مي شود.

سيكل زندگي:

شيوه زندگي اين جرب خيلي شبيه واروا است ولي دوره بلوغ كوتاه) يك هفته (دارد. تروپيلا در داخل حجره شفيره با سوراخ كردن پوست و خوردن همولنف زندگي مي كند. در هر سلول يا حجره مومی، اندکی قبل از بسته شدن سر حجره، يك و گاهي تعدادي جرب ماده (تا 12 جرب) وارد مي شوند. هر جرب يك تا چهار تخم بر روي لارو بالغ یا شفیره مي گذارد. اين انگل همانند واروا سلول هاي نر را ترجيح مي دهد. نوزادان جرب معمولاً شامل يك نر و چند ماده هستند كه با تغذيه از شفيره خسارت زيادي را به آن وارد مي آورند. بعد از يك هفته ، جرب هاي بالغ و ماده تخمگذار، به همراه زنبور تازه متولد شده، از حجره خارج و به دنبال ميزبان جديد می روند. دوره بلوغ و اقامت كوتاه بر روي زنبوران بالغ باعث تكثير سريع آن شده به طوريكه سرعت تكثير تروپيلا را 25 برابر واروا ذكر كرده اند. زمانيكه دو جرب (تروپيلا، واروا) يك كلني را آلوده نمايند، تروپيلا از واروا پيشي مي گيرد. اگر دو جرب وارد يك سلول شوند، فقط نسل تروپيلا باقي خواهد ماند. دوره انگلي بر روي زنبوران بالغ در شناخت زندگی جرب مهم است، این دوره 2-1 روز است. برخی معتقدند که تروپيلا نمي تواند بدن زنبوران بالغ را سوراخ كند. جرب بارور شده اگر بعد از دو روز موفق به تخم گذاري نشود تلف خواهد شد. تحقيقات اخير نشان داده كه اين دوره مي تواند 10-5 روز به طول انجامد. معمولاً 50% لاروهايي كه به تروپيلا آلوده مي شوند زنده نمي مانند،در اثر انجام عمليات بهداشتي سرپوش حجرات توسط زنبوران كارگر سوراخ شده يا برداشته مي شود، تا شفيره هاي آلوده را از حجره خارج نمايند، كه قابل رؤيت است، در نتيجه چهره ی قابِ آلوده از نظر فرم تخم گذاری نامنظم می شود، كه در اثر خارج نمودن شفيره هاي آلوده توسط زنبورانِ كارگر مي باشد. شفيره هاي تلف شده در داخل حجرات، متورم و برآمده جلب نظر مي كنند. خيلي از زنبوران بد شكل شده، داراي اندام غير طبيعي، بالهاي ريش ريش و بدون پا يا معيوب خواهند بود. برخي از زنبوران مبتلا جلوي دريچه پرواز در حال حركت هستند. تروپيلا با آويزان شدن به زنبوران، مي تواند زنبوران ديگر را آلوده كند. برخي از زنبوران آلوده ی فراري جرب ها را به محل جديد منتقل مي كنند. تروپيلا در درجه اول انگل شفيره زنبور عسل است و احتمال مي رود كه از خون زنبور بالغ نيز تغذیه کند. اين انگل ها در شفيره هاي كارگر و نر توليد مثل مي نمايد اگر چه شفيره هاي نر را ترجيح مي دهد (به ميزان سه برابر. (.ميزان آلودگي در شفيره هاي نر و شفيره هاي كارگر به ميزان 90% مي رسد. زمانيكه دو سوم شفيره ها سرپوشيده مي شوند، حدود 4-1 ماده بارور وارد شفيره مي شود. برخي از محققين پنج مرحله در رشد بدن يا اندازه جرب هاي ماده تشخيص داده اند كه با نحوه ی تغذيه بستگي دارد و قبل از تخمگذاري رخ مي دهد. اولين تخم 50 ساعت بعد از بسته شدن درب سلول گذاشته مي شد و تا 110 ساعت باقی تخمها گذاشته مي شوند. بر اساس نظر كيت پراست (1984) ميانگين زمان براي دوره تخم 1.05 روز، براي لارو 1.85 روز، براي پیش شفیره(پروتونمف) 0.11 روز و براي شفیره (دوتونمف) 3.75 روز مي باشد. با استفاده از اين مراحل اولين جرب 18 روز بعد از تخمگذاري زنبور عسل در حجره مومي، بر روي شفيره ظاهر مي شود. ويوك (1987) كه در افغانستان تحقيق كرده، ظهور اولين جرب را 16 روز بعد از تخمگذاري زنبور اعلام نموده. نسبت نر ها و ماده هاي توليد شده مساوي هستند. هنگام خروج يا تولد زنبور، وقتي درب حجره برداشته مي شود، جرب هاي بالغ به همراه زنبور خارج مي شوند. جرب هايي كه هنوز بالغ نشده اند و جرب هاي نر باقيمانده، زنده نخواهند ماند. جرب هاي بالغ ماده بر روي زنبوران بالغ بيش از 1.4 روز نمي توانند به سر ببرند. بر اساس نظر محققين بيش از 50% جرب هاي ماده دو دوره توليد مثل دارند. در تايلند گزارش شده كه 27% ماده هاي وارد شده به حجرات زنبور، نمي توانند توليد مثل كنند و 2% از آنها فقط توليد تخم هايي مي نمايند كه تبديل به جرب نر مي شوند . ويوك در سال 1987 دريافت كه 18% جرب هاي ماده نمي توانند توليد مثل كنند. حدود 64% ماده ها يك نسل و 33% دو نسل توليد مي كنند (ريتر و اشنايدر 1986. (

گسترش و انتقال:

جرب ماده بالغ عامل ايجاد و گسترش آلودگي مي باشد. تعدادي از جرب هاي ماده در كلني با سرعت زياد و به صورت آزاد در روي قابها در حال حركت مي باشند. برخي به بدن زنبوران بالغ، اغلب در منطقه بين سينه و شكم، چسبيده هستند. بر اساس نظر جانگ و همكاران (1982) اين جرب از همولنف زنبوران بالغ نيز تغذيه مي كنند كه اين نظر مخالف نظر ريتر و اشنايدر (1986 ) مي باشد. بقاي مایت بر روي زنبوران كارگر كه از طريق انكوباتور 35 درجه با 60% رطوبت اندازه گیری شده، حداكثر 3 روز است (ريندر و همكاران 1994 و كيت پراست 1984). بدون غذا مقاومت جرب دو روز است (اگر اوايل 1988 و كويينگر و مظفر 1988 ) . زمان زنده ماندن جرب به وجود زنبوران بالغ بستگي ندارد كه بحث عدم تغذيه از اين زنبوران را مطرح مي نمايد. طريق اصلي گسترش جرب بين كندوها، گريز(فرار) كلني ، گرايش(تمایل به ورود به کندوی دیگر) كلني و غارت ساير كندوها مي باشد.

تشخيص:

اولين علامت آلودگي به تروپيلا کلارا ، رؤيت جرب به طول يك ميلي متر و به رنگ قهوه اي قرمز بر روي زنبوران بالغ است. تروپيلا كونيگروم اندكي كوچكتر و 0.7 ميلي متر است هر دو گونه ی تروپيلا به سادگي و به وسيله ذره بين از واروا قابل تفكيك است. بدن واروا پهن و حركت آن آهسته است ولي بدن تروپيلا كشيده و دارای پوششِ شبيه سپر است. حركت جرب تروپيلا سريع است. ديدن اشكال غير طبيعي، نارس و تلف شده ي شفيره در كندو و وجود زنبوران بالغ با پاهاي تغيير شكل يافته، مخصوصاً حضور جرب ها به رنگ قهوه اي متمايل به قرمز بر روي قابها كه به سرعت در حال حركت مي باشند، نشان دهنده آلودگي مي باشد.
تشخيص سريع آلودگي با باز كردن سر حجره ها و يافتن جرب هاي
نابالغ و بالغ در داخل آن ممكن مي باشد. یا با استفاده از صفحات چسب دار در كف كندو و آزمايش ذرات موجود در روي آن مي توان جرب ها را ملاحظه كرد. گزارش شده كه اين جرب از ايران تاگينه نو در جنوب شرقي آسيا پراكنده است ، وجود اين انگل در ايران هنوز تأييد نشده است. گزارشي از اين جرب از كنیا و افريقا نیز وجود دارد، اما اين آمار نیز بعداً تأييد نگرديده است. اين مایت به آساني به وسيله زنبوران عسل منتشر مي شود. تروپيلا كونيگروم فقط در سريلانكا ونپال ديده شده است. ميزبان طبيعي هر دو گونه جرب زنبور درشت آسيايي Apis dorsata است. بر اساس نظر ريندر و همكاران (1994) اگر به جمعيت تروپيلا كلارا فرصت داده شود به سرعت در كلني گسترش يافته و باعث تلف شدن کلنی مي شود. دركلني هاي آلوده، لاروها و شفيره هاي آلوده در جلو دريچه پرواز ديده مي شوند. زنبوران تازه متولد شده اغلب داراي بالها يا پاهاي ناقص مي باشند شكم نيز داراي شکل تغيير يافته است. شانهاي داراي شفيره يك منظره نامنظم به همراه شفيره هاي ناقص و تلف شده را نشان مي دهند، بر روي بدن شفيره هاي موجود در سلولهاي آلوده (در انتها ها)، اغلب نقاط تيره رنگ به چشم مي خورد. در اين مرحله آلودگي در سلولهاي شفيره توسط زنبوران بالغ تشخيص داده مي شود (ريترو اشنايدر 1986 ). شدت آلودگي در كلني هاي بدون ملكه از كلني هاي داراي ملكه خيلي بيشتر است. براي تشخيص تفريقي تروپيلا کلارا، از تروپيلا كونيگروم بايد دانست كه جرب اخير درآپيس ملي فرا، ديده نمي شود.

روش جمع آوري:

با غلطاندن زنبوران در پودر آرد يا شكر و يا قراردادن آنها در مايع صابون یا الكل ، جمع آوري جرب ميسر است. براي اين كار مي توان به وسيله كشيدن دهانه يك شيشه دهان گشاد بر روي قاب زنبوران حدود 200-100 زنبور را جمع آوري كرده با يك حركت سريع آنها را به ته ظرف ريخته تا حدود 6-3 سانتي متر زنبور در كف شيشه جمع شوند. با اضافه كردن 25 گرم پودر شكر يا ‌آرد، با گذاشتن پارچه توري بر روي شيشه و تكان دادن شيشه بر روي صفحه سفيد، مي توان جرب ها را شمارش كرد. اين كار را چند بار با فاصله دو دقيقه تكرار مي كنيم. همچنین میتوان با ريختن الكل 70%، یا مايع صابون در شيشه بر روي زنبوران، به اندازه اي كه الکل روي آنان را بپوشاند، شيشه را تكان داده و سپس محتواي آن را از يك الك يا از يك پارچه توري گذرانده ، زنبوران در روي الك یا پارچه توري باقي مي مانند و جرب ها كه در روی مايع قرار مي گيرند، شمارش مي شوند.

بررسي كلني و شفيره ها:

روش ديگر براي تشخيص و تعيين سريع آلودگي به تروپيلا آزمايش حجرات شفيره هاي نر و كارگر است که با استفاده از چنگال پولك تراش و برداشتن درب حجرات انجام و مي توان جرب ها را مشاهده كرد. جرب هاي جوان سفيد رنگ و بي حركت در حال تغذيه بر روي لارو ديده مي شوند. اندامهاي دهاني و پاهاي جلويي جرب بر روي بدن شفيره ثابت شده است. با باز كردن تعداد معيني از سلولهاي شفيره درصد سلولهاي آلوده و ميزان آلودگي تعيين مي شود.

آزمايش صفحات چسب دار:

صفحات چسب دار را مي توان با استفاده از مقواهاي پوشيده با وازلين يا ساير مواد چسب دار كه براي زنبوران مضر نباشد، تهيه كرد. مقوا را به اندازه كف كندو بريده و يك قطعه توري يا پارچه توري مثل توري حشرات بر روي صفحه چسب دار قرار مي گيرد. براي جلوگيري از دسترسي زنبوران به اين صفحه لبه هاي توري را بر روي لبه هاي صفحه چسب دار، تا مي كنيم. تشخيص دقيق آلودگي با استفاده از اين صفحات میسر است. لازم است اندازه شبكه هاي توري به اندازه اي باشد كه جرب ها از آن عبور كرده و زنبوران نتوانند به جرب هاي افتاده دسترسي پيدا كنند. صفحات به مدت 3 روز در داخل كلني قرار داده شده و ذرات افتاده بر روي آن مورد آزمايش قرار مي گيرد. براي تشخيص سريع جرب مي توان از دودي حاوي تنباكو (25 گرم) و دميدن در كندو استفاده كرد. بدين روش 6 تا 10 مرتبه در كندو دميده مي شود، درب كندو را به مدت 20-10 دقيقه بسته نگه داشته، بعد از اين مدت صفحه چسب دار را بيرون آورده و جرب ها شمارش می شوند.

درمان:

در روش بيولوژيكي با محبوس كردن ملكه به مدت 9 روز و برداشتن شفيره هاي سر بسته در همان زمان، جرب ريشه كن می شود (تان كاناسينگ و همكاران 1988). گراگ و همكاران (1984) از اسيد فرميك 84% بوسيله فتيله داخل چوب پنبه و آزاد سازي 5 سي سي اسيد فرميك در كلني به مدت 14 روز استفاده كرده است. استفاده از پلت هاي حاوي اسيد فرميك نيز مؤثر بوده است.بايد به خاطر داشت كه ساير جرب هاي مناطق حاره (اُواروا ونگ سيري، واروا آندر وودي ) مي توانند در آينده به آپيس ملي فرا حمله نمايند.

 

 

 

آفات و غارتگران زنبور عسل

 

1- حشرات و عنکبوتیان

 

1-1-حشرات

 

بیدها

 

تعدادی از گونه های بید به فراورده های زنبور عسل  گرده و موم حمله  میکنند.از جمله میتوان بید موم خوتر بزرگ و بید موم خوار کوچک را نام برد.نام علمی این دو به ترتیب گالریا ملونلا و اکروئیه گریسلا است.پروانه موم خوار بالغ زیانی به بار نممی اورد بلکه لارو پروانه موم خوار خسارت عمده ای را به بار می اورد.به این جهت ان را کرم موم خوار می نامند.                                                                      

 

1-1-1-بید موم خوار بزرگ

 

بید موم خوار بزرگ تقریبا مهمترین افت فراورده های زنبور عسل است.هر سال این حشره زیانهای جدی به بار میاورد.هر گاه جمعیتهای زنبور عسل در اب و هوای گرم ضعیف شوند یا بمیرند لارو های این بید شانهای کندو را می خورند و ان رابه  رشته های در هم پیچیده و توده ای درهم بر هم تبدیل می کنند.

بيولوژي:
گسترش جغرافيايي اين آفت به زنبوران عسل وابسته است. با توجه به ناتواني بيد موم خوار در تحمل سرما گسترش آن محدود مي شود. به اين دليل است كه حمله بيد موم خوار در مناطق مرتفع از شدت كمتري برخوردار است يا اصلاً‌رخ نمي دهد. لارو آفت با تغذيه از موم ها، قابها را نابود مي كند. حشرة بالغ از موم تغذيه نمي كند ولي مي تواند همانند لارو برخي عوامل بيماريزاي زنبور عسل را منتقل كند(مثل لوك). مدفوع بيد موم خوار در كلني هاي مبتلا به لوك حاوي تعداد زيادي اسپور پاني باسيلوس لاروا (عامل لوك)مي باشد.                                                                                                                                   

مراحل رشد
اين پروانه داراي چهار مرحله رشد است شامل تخم، لارو، شفيره و حشرة بالغ. هنگامي كه درجه حرارت خيلي پايين بيايد يا غذايي موجود نباشد اين مراحل متوقف مي شود. لذا بسته به درجه حرارت و غذا اين مراحل مي تواند بين 6 هفته تا 6 ماه به طول انجامد. بر اساس منابع موجود اين آفت زمستان را در مراحل تخم، لارو يا شفيره سپري مي نمايد.                                                                                           

تخم:
پروانه ماده تخم ها را به صورت چند تايي در شكاف هاي كندو در جاي تاريك مي گذارد تا مانع دسترسي زنبوران شود. هر پروانه حدود300 تخم مي گذارد. تخم بعد از 8-5 روز تبديل به لارو مي شود،

لارو بيد موم خوار
لارو:
لاروهاي جوان بعد از خروج از تخم، در بين حجرات مومي خزيده بلافاصله شروع به تغذيه و توليد تونل هاي تغذيه اي ابريشمي بر روي موم ها مي نمايند. آنها در خوردن و رشد كردن ماهر هستند سرعت رشد مستقيماً به درجه حرارت و ميزان تغذيه بستگي دارد. در شرايط ايده آل وزن لارو هر روز به دو برابر افزايش ميابد. گرماي متابوليكي حاصله از رشد سريع باعث افزايش درجه حرارت در پيله مي شود. لاروها داراي سرسياه رنگ و سه جفت پا مي باشند. لارو علاوه بر موم ناخالصيهاي موجود در آن از جمله پيله لاروهاي زنبور عسل، مواد دفعي زنبور و همچنين گرده موجود در حجرات مومي را مصرف مي كند. لاروهايي كه در موم خالص (قاب تازه) پرورش يابند رشدشان كامل نمي شود. قابهاي سياه و كهنه كه حاوي شفيره باشند بيشتر در معرض حمله هستند.                                                                                 

تونل هاي تغذيه اي ابريشمي:
در پايان مرحله لاروي، لارو يك پيله ابريشمي محكم در محل مطمئني از قابهاي چوبي، يا در ديواره كندو يا در صندوق نگهداري قابها بدور خود ايجاد مي كند. معمولاً لارو پيله خود را در منافذ كندو مي بافد.
شفيره:
مرحله سوم يا شفيرگي مرحله واسط بين لارو و پروانه بالغ است. بعد از اينكه لارو به حد كافي از رشد رسيد در كف كندو يا روي قاب به دور خود يك پيله ابريشمي مي بافد كه به سختي به قاب يا بدنه كندو چسبيده است. پيله در حفره اي قايق مانند كه لارو در روي چوب ايجاد كرده قرار دارد. اين ضايعات در كندوها مدتها بعد از خروج پروانه باقي مي ماند. در داخل پيله ، لارو تبديل به شفيره گرديده و شفيره در عرض يك هفته و حداكثر در عرض 2 ماه به حشره بالغ تبديل مي شود.
حشره بالغ:
حشره نر اندكي كوچكتر از ماده است و با داشتن دالبر در لبه بالها از حشره ماده قابل تشخيص است. در كندوهاي آلوده مي توان مراحل مختلف رشد، تونل هاي ابريشمي بر روي قابها، مدفوع سياهرنگ و پيله هاي چسبيده به قابها را مشاهده نمود. اندازه حشره بالغ به تركيب غذا در مرحله لاروي و طول مراحل مختلف رشد بستگي دارد. ماده ها بين 4 تا 10 روز بعد از خروج از پيله شروع به تخمگذاري مي نمايند. به اين منظور پروانه هاي ماده در هنگام غروب و تاريكي تلاش مي كنند تا وارد كندو شوند. اگر كلني به حد كافي قوي باشد كه مانع ورود آن به كندو شود، بيد موم خوار تخم هاي خود را خارج از كندو و در شكاف چوبهاي آن خواهد گذاشت.
روش هاي كنترل بيد موم خوار:
• لازم است تمامي كلني هاي زنبورستان از نظر جمعيت قوي نگهداشته شوند. (زنبور عسل خطرناكترين دشمن بيد موم خوار است).
• هرگز قابهاي مومي و موم ها در كندوهاي بدون جمعيت نگهداري نشوند.
• آلودگي هاي انگلي مخصوصاً واروا در زنبورستان كنترل شود.
• ضروري است بعد از حمله بيد موم خوار تخم هاي موجود در قابها حذف شوند. به اين منظور لازم است تونل هاي ساخته شده توسط آفت را با كاردك خراب نمود،با اين كار زنبوران به تخم ها دسترسي پيدا كرده و آن ها را از كندو خارج كنند.
ضروريست كه ذخيره غذايي كندو به طور منظم در طول فصول گرم بازديد و بررسي شوند. خلاصه روش هاي مبارزه با بيد موم خوار در جدول پيوست ديده مي شود.

روشهاي بيولوژيكي:
اسپور باسيلوس تورنژنسيس
اين باكتري در سال 1911 كشف شد و سالها براي حفاظت از گياهان به كار رفته است. اين باكتري تحت عنوان محصول تجاري B-401 اختصاصاً براي مقابله با بيد موم خوار انتخاب شده است. باكتري اسپوري توليد مي كند كه حاوي سم يا توكسين است. زماني كه لارو اين اسپور را بلع مي كند توكسين آزاد گرديده و به ديواره روده آسيب وارد مي كندكه منجر به مرگ لارو مي شود. اين باكتري براي مهره داران(انسان و دام) و زنبوران عسل بي ضرر است و هيچ باقيمانده اي در موم يا عسل به جا نمي گذارد.

روشهاي شيميايي:
(سولفور دي اكسيد گوگرد) SO2
دو راه به كار گيري گوگرد شامل سوزاندن نوارهاي گوگرد و اسپري كردن گاز SO2 مي باشد. اين روش هنوز يكي از مؤثرترين روش هاي مبارزه با بيد موم خوار است. اين گاز خيلي فرار بوده و در چربي قابل حل نيست و به اين خاطر ضرر كمي براي زنبور، موم و عسل دارد. در صورت نياز به ضد عفوني كردن قاب ها توصيه مي شود بعد از برداشت آن ها از كندو، يك يا دو هفته منتظر مانده تا تخم هاي پروانه تبديل به لارو گرديده، سپس اقدام به درمان با گوگرد شود.( چون بر تخم هاي بيد موم خوار بي اثر است)
اسيد استيك
اسيد استيك تبخير مي شود و به فوريت تخم ها و پروانه ها را مي كشد. لاروها و مخصوصاً شفيره ها، مقاومت داشته و بايد براي مدت بيشتري در معرض اسيد استيك قرارگيرند. لذا بر خلاف روش قبل لازم است شانها را بلافاصله بعد از خارج كردن از كلني و قبل از تبديل تخم به لارو در معرض اسيد استيك قرار دارد.
اسيد فرميك
زنبورداران حرفه اي اسيد فرميك را براي مقابله با بيد موم خوار با موفقيت به كار مي گيرند. اثرات آن مشابه اسيد استيك است.
موادي را كه نبايد ديگر استفاده نمود:
1. پاراديكلروبنزن: در ايران استفاده از اين ماده مرسوم نيست، خطر زيادي در باقيمانده عسل و موم دارد. حد موجود 01/0 ميلي گرم در كيلوگرم است كه ممكن است افزايش يابد و كيفيت عسل را دچار مشكل سازد. اين ماده در غلظت بالا براي زنبوران سمي است. اگر قاب هايي راكه در معرض اين ماده قرار داده شده اند مستقيماً‌ از محل نگهداري بدون هوادهي، به كلني منتقل نمايند ممكن است باعث تلف شدن كلني شود. با توجه با يافته هاي بالا ، به كارگيري در زنبورداري مناسبت ندارد و مصرف اين ماده ممنوع مي باشد. PDCB
2. فسفيد آلومينيوم: اين ماده به قرص گندم نيز مشهور است، از موادي است كه ديگر در زنبور داري جايي ندارد و استفاده از آن همانند غير مجاز و ممنوع مي باشد. PDCB

1-1-2-بید موم خوار کوچک

 

بید موم خوار کوچک اکروئیا گریسلا به طور پراکنده در نواحی معتدل و گرم جهان وجود دارد.                       

                    

زیست شناسی:

 

بید موم خوار کوچک و بزرگ از لحاظ ظاهر و رفتار حتی هنگامی که نوع اخیر به دلیل تغذیه ناقص رشد نکرده به سادگی از هم قابل تشخیس هستند.اکروئیا گریسلا وقتی در مرحله بلوغ است کوچک و باریک بوده بدنش به رنگ نقره ای خاکستری تا نخودی و سرش کاملا مشخص و به رنگ زرد است.طول بدن نرهای بالغ حداکثر به 10میلیمتر میرسد.بیدهای ماده معمولا کمی بزرگتر بوده و حداکثر13میلیمتر میباشد.بید موم خوار کوچک 6/1تا10/1 وزن بید موم خوار بزرگ است.                                                                

                                                                                    

1-1-3-بید کله مرده

 

نوع دیگری از بیدها وجود دارد که به بید کله مرده مشهور است.این بید ساختمان کتینی مخصوصی در ناحیه پشتی دارد.کندوهای زنبور عسل در بعضی از نقاط جهان مورد تجاوز این نوع بید قار میگیرند که اختصاصا از شیره گیاهان و شهد و عسل تغذیه می نمایند.اسم عامیانه انها از نقشی که بر روی پشت انها وجود دارد و شبیه سر مرده می باشد گرفته شده است.                                                                  

 

 

زیست شناسی:

 

این بید دارای اندازه ای متوسط بوده و بدنی تو پر دارد و بالهای قدامی ان به ئرنگ خاکستری تیره و بالهای عقبی ان به رنگ زرد میباشد.همچنین دو نوار تیره در قسمتهای راس بالها دارد.بیدهای بالغ عمدتا از شیره هایی که هز تنه درختان جاری میشود تغذیه کننداما ممکن است شهد یاعسل موجود در کندو های زنبور عسل را نیز بخورند.                                                                                                               

 

1-1-4-شپش زنبور

 

این حشره از خانواده برولیده  و جنس و گونه برولاسوئکا میباشد.رنگ این حشره قهوهای و طول ان حدود 5/1 میلیمتر میباشد.حشره ای است بدون بال و مانند سایر شپشها دارای بدنی پهن و منوهای کوتاه میباشد. سر ان عریض بوده و عرض ان بیشتر از سینه ان میباشد.چشمها کوچک و مرکب بوده و فاقد چشم ساده است.در قسمت جلوی سر ضمائم دهانی قرار دارد و در هر طرف ضماوم دهانی پالپ(اندام حسی)قرار گرفته که نسبتا پهن بوده و از موهای کوتاه پوشیده شده است.در بین پالپها خرطوم به چشم می خورد.سینه شپش زنبور عریض است و از سطح پشتی یک تکه می باشد.ولی از سطح شکمی سه قسمت سینه که از هر کدام یک جفت پا خارج شده به خوبی دیده  میشود.پاخا دراز و قوی و دارای موهای ریز زیادی است که به شکل شانه بوده و به کمک همین موها شپش خود را روی بدن حشره تسبیت میکند.شکم حشره عریض بوده و از 6 حلقه تشکیل شده است.                                                                                                         

 

                                                                                                

بیماری زایی:

 

این انگل بر خلاف سایر انگلهای خارجی بدن حشرات از همولنف تغذیه نمی کند بلکه شریک غذای زنبوران است.بدین ترتیب که با چالاکی خاصی خود را محکم به پشت زنبوران چسبانده و در موقع مناسب به طرف سر زنبور حرکت میکند و از شهد و گرده های دهان این حشره تغذیه مینماید.این حشره بیشتر انگل ملکه است ولی زنبوران کارگر و نر را نیز مورد هجوم قرار میدهد.گاهی الودگی ملکه به حدی است که تمام قسمتهای سر و سینه  و حتی پاها از این حشره پوشیده شده است.                                                                                                                                                         

کنترل:

 

کنترل زنبور به این صورت می باشد که اگر کمی دود تنباکو داده شود شپشهای بالغ ملکه را رها خواهند کرد .داروی فنوتیازین شپشهای بالغ را می کشد اما روی شپشهای نابالغ اثری ندارد.مصرف این دو دارو باید چندین بار تکرار شود.                                                                                                       

1-1-5-سوسکهای تاول زا

 

برای زنبورداران بدون شک سوسکهای ملوئیده یا سوسکهای تاولزا یا سوسکهای روغنی حائز اهمیت می باشد.چندین گونه از این خانواده افات زنبوران عسل تلقی می شوند.مشخص شده است که چهار گونه از هشت گونه از این حشرات افات جدی به شمار می ایند.شکل سوسکهای تاولزای افت زنبور عسل در مراحل مختلف لاروی تغیر میکند.بیشتر لاروهای این حشره مانند لاروهای زنبوران و پروانه ها دارای چهار مرحله زندگی هستند و با پوست اندازی های متعدد در مرحله لاروی به راحتی رشد کرده و بزرگ می شوند.لاروهای سوسکهای جنس ملوئه انگل واقعی زنبوران عسل هستند.این لارو در این مرحله از زندگی خود سطح بدن زنبور را سوراخ کرده تا مواد غذایی را زا خون زنبور بگیرد معمولا دو نوع ذایئه توسط گونه های ملوئه ایجاد می شود . نوع اول شامل شکار و تغذیه از تخم  یا لارو زنبوران می باشد و نوع دوم که توسط برخی گونه های ملوئه ایجاد می شود ضایعات ناشی از خونخواری است.زنبور الوده به طور ناگهانی میمیرد و لارو ملوئه زنبور مرده را ترک کرده و به زنبور بالغ دیگری حمله می کند.خسارات ناشی از تغذیه سوسکها از زنبوران بسیار زیاد است به نحوی که به هنگام حمله انها توده هایی از زنبوران مرده را در مدخل وروودی میتوان مشاهده کرد.                                                                                    

 

        

کنترل:

 

کندوهای قوی میتوانند به طور طبیعی از عهده تعداد زیادی از لاروهای حشرات جنس ملوئه که به طور معمول در کندوها وجود دارند بر ایند. در بعضی از نقاط نفتالین برای مبارزه با این انگل استفاده شده است.                

               

1-1-6-بالغشائیان

 

بالغشائیان شامل زنبوران عسل  و زنبورهای انفرادی یا نیمه اجتماعی و مورجه ها و زنبورهای سرخ و زرد هستند.عده بسیاری از این حشرات می توانند از اغات مهمی برای زنبوران تلقی شوند که ذیلا به شرح برخی از انها پرداخته میشود.                                                                                                   

 

1-1-6-1-مورچه ها

 

مورچه ها یکی از موفقترین حشرات هستند که علی رغم کوچک بودن جثه تعداد زیاد و رفتارشان  انها را جزئ مهمترین غارتگران قرار داده است.مورچه ها بیشتر در نواحی نیمه گرم و گرمسیری دیده می شوند.حمله مورچه ها بخصوص به کندو های زنبور عسل می توانند یک مشکل اساسی محسوب شوند.مورچه ها در گروه های ده و صد هزار تایی به جستجوی غذا می پردازند و در مدت چند ساعت میتوانند یک زنبورستان را تخریب کنند.تعدادی از مورچه ها تحت عنوان مورچه نجار به داخل قسمتهای چوبی کندو نفوذ کرده موجب خسارت در ساختمان کندو می شوند و برخی به عسل ذخیره شده در کندو ها نیز حمله می کنند.                                                                                                                   

 

دفاع زنبور در مقابل مورچه:

 

گاهی زنبور به دفاع در مقابل حملات مورچه ها به کندو میپردازد .بال زدن رفتار دفاعی زنبور است.بدین منظور زنبور بر میگردد و بال می زند و برخورد هوا به مورچه باعث خروج ان از کندو میشود.                              

                          

کنترل:

 

در مناطقی کهمورچه مشکل دائمی زنبوران است میتوان از حشره کش به صورت پودر یا اسپری استفاده کرد.کلردان معمولترینن ماده شیمیایی است که برای کنترل مورچه ها در زنبورستان استفاده میکنند.باید اشغالها و چوبهای پوسیده و علفهای بریده شده را جمع کرد و از زنبورستان بیرون برد تا امکان لانه سازی مورچه کاهش یابد.                                                                                                                 

 

1-1-6-2-وسپها

 

زنبور سرخ و زنبور زرد(وسپ)در جنس وسپا قرار می گیرد که در زمانهای قدیم به عنوان خطری جدی برای کندوهای زنبور عسل شناخته شده اند.گفته می شود که باید بین اواسط تیر تا اواخر شهریور از جهت حضور این زنبوران دقت شود.زیرا این زنبوران زنبور عسل را بعد از خروج از کندو می کشند و جمعیت زنبور عسل یک کندو را نابود می سازند.گاهی حتی زنبوران سرخ وارد کندو شده و لاروها و شفیره ها را نابود می سازند.اما انها بیشتر شفیره ها را ترجیح می دهند.معمولا فقط سینه زنبور عسل را می خورند.زنبور سرخ معمولا سر و شکم زنبور عسل را کنده و سینه ان را به کندو میبرند تا لاروها از ان استفاده کنند.بزرگترین زنبور قرمز به نام وسپاماندارینا یکی از شکارچیان وحشتناک زنبور عسل است.وزن زنبور کارگر این گونه 15-10برابر وزن زنبور عسل کارگر است.عضلات بزرگ و عضلات ارواره ای نیرومند وسپا ماندارینا را قادر می سازد تا زنبور عسل را به سرعت و بدون استفاده از نیش از بین ببرد.اشیانه این زنبور همیشه در زیر زمین است.                                                                           

 

کنترل:

 

برخی از محققین روشهای مختلفی را برای مقابله با زنبوران سرخ پیشنهاد نموده اندکه عبارتند از کشتن زنبوران قرمز با چوب/نابود کردن لانه انها/طعمه گزاری در تله/مسموم کردن/به تله انداختن انها در مدخل کندو و استفاده از پرده های محافظ.میدان گسترده فعالیت وسپا دستیابی به لانه ها و ویران کردن انها را مشکل میسازد.مسموم کردن زنبوران قرمز به این صورت است که طعمه ئهایی را با سموم حشره کش مانند مالاتیون الوده کرده و در دسترس انان قرار می دهند.این طعمه به اشیانه برده می شود و احتمالا سم از طریق تغذیه میان همه ساکنان اشیانه پخش میشود.تله گذاری عبارتست از اسیر کردن زنبوران قرمز در مدخل کندوست.توری محافظ از نزدیک شدن زنبور قرمز ممانعت میکند.                                                                              

1-1-6-3-زنبوران زرد

 

زنبوران زرد شکارچیان مهم زنبور عسل محسوب نمی شوند.گزارشاتی دال بر مورد تهاجم قرار گرفتن زنبور عسل به طور انفرادی توسط زنبوران زرد وجود دارد اما به طور کلی تجاوز زنبوران زرد جزئی است.                                                                                                                                   

       

  کنترل:

 

در برخی از کشورها از زرات گوشت قرمز یا ماهی  که به یک توپنخی متصل شده است به عنوان طعمه استفاده میشود تا بتوان زنبور شکارچی را به این ترتیب دنبال کرد  بعد از شناسایی اشیانه زنبور  بلورهای نیترات امونیوم در مدخل اشیانه سوزانده می شود تا گاز اکسید نیتریت که زنبورها را نابود می کند ایجاد شود.                                                                                                                                   

       

1-1-7-گرگ زنبوران

 

زنبورانی انفرادی هستند که زمین را حفر میکنند.گونه هایی از انها زنبوران عسل را برای تغذیه لاروهایشان مورد استفاده قرار می دهند.گرگ زنبور اروپائی (فیلانتوس تری انگلوم)از مخربترین زنبوران این جنس هستند .خاکستر و تفاله زغال سنگ بهترین محل برای اشیانه سازی این زنبور است.گاهی در خاکهای شنی /شکاف خیابانهای سنگفرش شده و پی دیوار خانه ها نیز اشیانه میسازد.گرگ زنبوران زنبوران کارگری را که روی گلها مشغول یافتن غذا و جمع اوری شهد هستند و یا زنبوران حامل شهد را در مدخل کندو شکار میکنند.                                                                                                         

 

 

کنترل:

 

سودمند ترین روش برای مبارزه با این زنبورها این است که محل اصلی اشیانه هایشان را خاکریزی کرده و چمن بکارند.کشتن لاروهای فیلانتوس د رداخل خاک با استفاده از مواد شیمیایی مشکل است. زنبورهای بالغ را میتوان در فصل جمع اوری مواد غذایی با ریختن دی سولفید/پارا دی کلرو بنزن ویا تترا کلرواتان در سوراخ لانه هایشان از بین برد.                                                                                                  

                                                                                                              

1-1-8-سوسک کوچک کندو

مقدمه:

سوسك كوچك كندو (آتينا توميدا) كلني هاي زنبوران عسل دنيا را در معرض تهديد قرار داده، تا كنون در كشور ما گزارش نشده است. منشأ اوليه اين آفت آفريقاي جنوبي بوده ، سپس شمال آفريقا و بعد آمريكاي شمالي و استراليا را آلوده نموده است. حضور آن تهديد مهمي براي كلني هاي زنبور عسل و ضربه مهلكي بر زنبورداري خواهد بود. دوره توليد مثل آن شامل چهار مرحله و مبارزه با آن كاري سخت به نظر مي رسد. مصرف محصولات شيميائي، ‌نه تنها براي زنبوران بلكه براي محيط زيست زيان آور بوده و مسئله باقيمانده ها در محصولات كندو را تشديد خواهد نمود. مسئولين بهداشتي زنبور عسل اروپا مي گويند اگر بخواهيم اين طاعون به اروپا نرسد، ضروري است تمام واردات زنبور عسل از مناطق آلوده ممنوع اعلام شود. پروژه هاي تحقيقاتي در سطح بين الملل با هدف بررسي استراتژي مبارزه با اين آفت در حال اجراء‌ است. آتينا توميدا موري نام علمي اين انگل است، كلني هاي آفريقا را آلوده نموده و روش هاي مقابله با آن موفقيت آميز نبوده است. زنبوران عسل عليه اين مزاحم يك استراتژي اختصاصي مقابله را طراحي نموده اند كه با حبس انگل در زندان بره موم و با خارج كردن تخم ها و لاروهاي ريز از كندو همراه است. در سال 1996 اين آفت در آمريكا مشاهده گرديد و بطور جدي كلني هاي زنبوران عسل را در سراسر دنيا مورد تهديد قرار داد. بر خلاف زنبوران عسل آفريقائي، زنبور عسل اروپائي در مقابل اين آفت بدون دفاع است. تجارت جهاني زنبوران و محصولات آن موجب ورود سوسك كوچك كندو به مصر، استراليا و كانادا شده است.                                                                                    

                                                 

 دوره توليد مثل :

 

 سوسك هاي ماده در داخل سوراخ ها و منافذ كندو بعنوان پناهگاه،  تخم  گذاري كرده  بعد از 3-2 روز لاروها متولد مي شوند، در طول 16-10 روز با تغذيه از گرده ها، لاروها و تخم هاي زنبورعسل و همچنين عسل، سلولها ( ديواره ها و سقف) را تخريب مي نمايند. در نتيجه عسل از سلولها بيرو ن ريخته ، كندو را آلوده و چسبناك مي نمايد، سپس لاروهاي آفت كندو را ترك كرده تا در داخل خاك دوره شفيره اي را كه 28-21 روز به طول مي انجامد، بگذرانند. با اين وجود انگل مي تواند اين دوره را در داخل كندو نيز،  طي نمايند.                                                                       

خروج سوسك بالغ از خاك

 

لاروها براي گذران دوره شفبره اي وارد خاك مي شوند.

شروع تخم گذاري

تغذيه لاروها

 

ورود سوسك ماده به كلني

 

خروج لارها از كندو

 

 

 

 

 

 

 

 

 


يك هفته بعد از تولد ، حشره بالغ گرديده و ماده شروع به تخمگذاري مينمايد. حشره بالغ توانائي دارد پرواز نموده و يك كندو در چندين كيلومتري محل تولد خود را آلوده نمايد. دوره زندگي اين آفت شش ماه است و مي تواند زمستان را در كندو بگذراند. دوره توليد مثل حدود 8-6 هفته بطول مي انجامد و چند دوره در يك سال تكرار مي شود. تمام مراحل توليد مثل بجز مرحله شفيرگي در داخل كندو رخ مي دهد.                               

                               

خسارات وارده به كندوهاي زنبورعسل :  

                                                     

لاروهاي اين انگل خسارات اصلي را وارد مي كنند. آنها تونل هايي را در بين شان ها ايجاد كرده، و از تخم ها و لاروهاي زنبورعسل براي تغذيه استفاده مي نمايند كه منجر به تخريب سلولهاي نوزادان و حجرات عسل مي شود. عسل ذخيره از سلولها ي تخريب شده سرازير گرديده، قابها را بهم مي چسباند، عسل با مدفوع لاروهاي انگل آلوده شده، تخمير مي شود و شان هاي تخريب شده فرو مي ريزد. درجه تخريب در يك كلني بستگي به تعداد لاروهاي موجود دارد . اگر آلودگي شديد باشد احتمال زياد دارد كه كلني بطور كلي نابود شود. قابهاي عسل خارج شده از كندو كه براي عسل گيري نگه داري مي شوند، در معرض حمله سوسك كوچك مي باشند. آنها با پرواز مي توانند به قابها دسترسي پيدا كرده و در آن تخم گذاري نمايند. قابهاي عسل آلوده شده و عسل ها تخمير و غيرقابل مصرف مي شود. نشان داده شده كه اين انگل كلني هاي زنبوران بدون نيش را نيز مورد حمله قرار داده ، اين كندوهاي بي دفاع به سرعت از پا درمي آيند.                                                 

                                                

توزيع جغرافيائي:

                                                                                                    

اين انگل اولين بار در سال 1867 شناسائي شده است. مناطق حاره و شبه حاره واقع در جنوب صحراي آفريقا منشأ اين آلودگي بوده است. از سال 1940 بعنوان انگل زنبورعسل شناخته شده است.                                                                     

 

پيشگيري و درمان :

 

 آتيناتوميدا در آمريكا ديده شده ولي هنوز در اروپا مشاهده نگرديده، اگر بخواهند كه اين انگل وارد اروپا نشود ضروري است كه تصميماتي اتخاذ شود مخصوصاً تمام واردات زنبورعسل از كشورها و مناطق آلوده ممنوع شود. در سوئيس واردات زنبور عسل تابع دستورالعمل خاصي است و هيچ وارداتي از آفريقاي جنوبي، مصر، آمريكاي شمالي و استراليا مجاز نمي باشد، با اين وجود واردات مقادير زياد زنبور عسل بصورت غيرقانوني وجود دارد. كساني كه كه به اين كار دست مي زنند زنبورداري سوئيس را به خطر انداخته، چون هيچ تضمين بهداشتي براي بهداشت زنبوران از مبادي ورودي وجود ندارد. اگر اين انگل روزي به اروپا وارد شود پيشگيري و درمان كلني ها ضروري و بسيار سخت خواهد بود. فقط كلني هاي قوي با يك جمعيت بالاي داراي جمعيت نظافت گر در كندو قادر خواهند بود عليه مهاجمان اقدام نمايند. عسل بايد هرچه سريعتر برداشت شود و از كندو دور شود. در آمريكا زنبورداران عليه اين آفت جديد برخي از سموم را بكار مي برند. خاك حوالي كندوها نيز بايد با يك حشره كش ضدعفوني شود. متوسل شدن به مواد شيميائي دو ضرر دارد  از يك طرف ايجاد باقيمانده در عسل و ساير محصولات كندو و از طرف ديگر احتمال زياد دارد كه انگل به آن مقاوم شود. پروژه هاي تحقيقاتي موجود در سطح بين المللي كه در تمام انستيتوهاي زنبورداري اروپائي اجراء مي شود بدنبال پيدا كردن شيوه جديد مبارزه هستند بايد اميدوار بود كه اين كار قبل از حضور آتيناتوميدا در اروپا به نتيجه برسد. چه مي توان انجام داد ؟ از محدوديت واردات، مهمتر آموزش است. بعلاوه جا دارد خطر ناشي از واردات محصولات زنبورعسل و واردات غيرقانوني زنبور را ياد آوري نمود.                                                                                         

1-2-عنکبوتیان یا ارکنیدها

 

عنکبوتیان از دیگر افات زنبور عسل می باشند.این جانوران بی شاخک بوده و واجد چهار جفت پا و بدنی دو قسمتی هستند.ضمائم دهانی انها شلیسر نامیده میشود.چندین نوع از عنکبوتها تار می تنند و زنبور عسل را شکار کرده و از ان تغذیه میکنند.تعدادی دیگر ممکن است بر حسب اتفاق خارج از کندو افت زنبورها شوند.همه عنکبوتها شکارچی هستند و عمدتا از حشرات تغذیه می کنند.عنکبوتهای جهنده (سالتیکوس)نیز افات زنبوران عسل هستند .این عنکبوتها تار نمی تنند بلکه لانه های ابریشمی میسازند.اعضائ این خانواده به طور وسیعی در همه جا پراکنده اند و با جهش به طرف طعمه رفته و به کمک چنگالهای خود ان را شکار میکنند.بعضی از انها نسبتا بزرگ هستند.برخی از عنکبوتها به زنبورهایی که دو برابر خود هستند حمله کرده و روی انها باقی میمانند تا بمیرند.برای کنترل این عنکبوتها باید لانه هایشان را نابود ساخت و خروجی های کندو را بازرسی کرد.                                                             

                                                                                                                                      

1-2-1-عنکبوتهای کروی

 

در میان عنکبوتها بدترین دشمنان زنبور عسل در دو گروه بزرگ عنکبوتهای کروی و رتیل باغی قرار دارند.عنکبوتهای کروی جثه ای بزرگ دارند که تارهای بزرگ و غالبا زیبا میسازند.عنکبوتهای کروی برای زنبوران عسل خطرناکترین نوع این جانوران به حساب میایند.                                                          

1-2-2-رتیل باغی

 

دومین خانواده از عنکبوتها که عمدتا از افات زنبور عسل به شمار میروند خانواده رتیل باغی یا عنکبوت خرچنگی (تومیسیده)است این عنکبوتها کوتاه /پهن وتا اندازه ای شبیه به خرچنگ می باشند.پاهای خود را خرچنگ مانند نگه می دارند و اغلب به پهلو یا عقب عقب راه می روند. این نوع عنکبوتها تار نمی تنند.بعضی از انها برای یافتن صید به جستجو می پردازند.اما بیشتر انها مخصوصا روی گلها یا اطراف ان به کمین مینشینند و زنبورها و مگسهایی که از خودشان بسیار یزرگترند را گرفته و با زهر خودشان سریعا ناتوان میسازند.                                                                                                                     

 

کنترل:

 

کنترل عنکبوتها معمولا ضروری نیست .توصیه میشود که تارهای عنکبوت از اطراف کلنی های فعال زنبور عسل زدود.                                                                                                                          

 

1-2-3-اخوندک:

آخوندَک یکی از حشرات از راسته مانتودئا (Mantodea) تیره آخوندک‌ها (Mantidae) است. این حشره به نامهای فال‌بین و قاطرکُش نیز معروف است چون از آب دهان این حشره قاطر مسموم می‌شود.آخوندک حشره‌ای است باریک و کشیده. وقتی که آرام می‌ایستد پاهای خود را مانند دو دست به سمت جلو نگه می‌دارد. این حشره بسیار خون‌آشام است او حتی به همجنسهای خود هم رحم نمی‌کند. آخوندک تنها حشره‌ای است که قادر است سر خود را به اطراف بچرخاند. هرگاه مگسی به نزدیک این حشره بیاید دستها را به سویش دراز می‌کند آن را می‌گیرد و سپس آرام آرام به خوردنش مشغول می‌شود. آخوندک دارای ۸۰۰ گونه است. ۲۰ نوع از آنها در آمریکای شمالی یافت می‌شود که همگی بالهایی به رنگ قهوه‌ای یا سبز و اندامی حدود ۵ سانتیمتر دارند.

2- شکارچیان زنبور عسل

 

2-1-پرندگان زنبور خوار

 

پرندگانی که به زنبور عسل حمله میبرند در سه گروه تقسیم شده است:

1-شکارچیان عمده زنبور عسل

2- شکارچیان غیر عمده زنبور عسل

3-سایر شکارچیان زنبور عسل

 

2-1-1-شکارچیان عمده

 

2-1-1-1-مروپیده(زنبور خوارها)

 

زنبور خوار ها در سراسر  مناطق گرمسیری یافت می شوند.بیشتر گونه های این پرندگان به صورت منطقه ای مهاجرت می کنند.اکثریت این پرندگان از زنبور عسل به عنوان غذا استفاده می کنند.                                   

 

2-1-2-شکارچیان غیر عمده

 

2-1-2-1-دارکوبها(سبز و زنگارنگ)

 

این گروه از پرندگان خانواده وسیعی دارند که بیشتر انها مهاجرند. دو گونه انها تحت عنوان دارکوب سبز و دارکوب رنگارنگ در بسیاری از کشورهای جهاناز افات غیر عمده زنبور عسل تلقی میشوند.                         

 

2-1-3-سایر شکارچیان

 

بسیاری از پرندگان از زنبور عسل تنها به عنوان قسمتی از از جیره غذایی خود استفاده می کنند که از میان انها می توان به اردکها  و پرستوها و گنجشکها اشاره نمود.

 

2-1-3-1-دوزیستان

 

در زمانهای قدیم وزغ و قورباغه شکارچی زنبور عسل شناخته می شدند.البته امروزه دشمن مهمی محسوب نمی شوند.و تنها راه دفاع کندو در مقابل حمله وزغ و قورباغه قرار دادن کندو در ارتفاع 60سانتی متری از زمین میباشد.                                                                                                                         

 

2-1-3-2-پستانداران

 

در برخی شرایط تعدادی از پستانداران میتوانند افات جدی برای زنبور عسل باشند.تخریب کندو یا تمامی زنبورستان توسط خرس پدیدهای شناخته شده است.انسان که خودد جزئ پستانداران است می تواند از طریق به کارگیری حشره کشها موجب نابودی جمعیت زنبورها شود.موشهای پوزه دار و موشهای خانگی که اغلب برای تهیه جا و تامین غذا وارد کندو میشوند ممکن است برای محفوظ ماندن از نیش زنبورها در کندو اشیانه ای برای خود بسازند.راسوها و گورکنها نیز ممکن است با حملات شبانه خود کندو ها را خراب کنند.بیشتر پستانداران را میتوان افتهای اتفاقی زنبور عسل به شمار اورد و به همین دلیل روشهای کنترل انها عملی و ارزان است.                                                                                                          

2-1-3-3-جوجه تیغی

 

جوجه تیغی عمدتا حشره خوار است ولی از پستانداران کوچک و حتی میوه ها و مواد گیاهی نیز تغذیه میکنند.این جانور شبگرد است.این جانور بعد از ظهرها به مدخل کندو و یا تخته های کف ان اویزان میشوند و زنبورهای حامل شهد را گرفته و میخورد.اگر در منطقه ای جوجه تیغی مشکل افرین باشد قرار  دادن کندو ها در ارتفاع مناسبی کاز سطح زمین راه موثری برای جلوگیری از خسارت ان است.                                           

2-1-3-4-موش

 

موش افت جهانی زنبوران عسل است.موش خانگی و موش جنگلی مشهورترین گونه هایی هستند که وارد کندوهای زنبور عسل میشوند و همچنین وسایل و تجهیزات زنبورداری انبار شده را نیز از بین می برند..انان از راه سوراخ کندو وارد کندو شده و از کرمای مطبوع داخل کندو در پائیز و زمستان استفاده میکنند و هنگام گرسنگی از عسل ان می خورند.موش از عسل گرده و زنبور تغذیه میکند.                                                

کنترل:

 

متداولترین روش مبارزه با موش ان است که پیش از ورود این به داخل کندو اندازه ان را کوچک میکنند.همچنین میتوان از تله موش استفاده نمود.                                                                         

 

ناهنجاریها و بیماریهای غیر عفونی

 

1-بیماریهای موروثی

 

گاهی زنبور عسل به دلایلی –به جز افات و بیماریها –دچار ناهنجاریها یا حالات غیر طبیعی میشوند.این حالات عبارتند از مرگ و میر/بد شکل شدن/ اختلالات فیزیولوژیکی و ژنتیکی که ممکن است بر اثر شرایط محیطی نامساعد/بدی تغذیه/اختلالات عمومی/جهش ژنها یا ترکیب و ارایش مجدد کروموزومی به وجود اید.                

1-1-تخمهای عقیم

گاهی یک ملکه که به تازگی جفت گیری کرده است شروع به تخم گذاری کرده ظاهراً به طور طبیعی تخم گذاری را ادامه می دهد اما بیشتر این تخم ها تفریخ نمی شوند (باز نمی شوند) این تخم ها را اگر زنبوران کارگر بیرون نبرند عاقبت چروکیده می شوند . بعضی اوقات ملکه ای در خانه ای که تخم چروکیده دارد مجدداً تخم دیگری می گذارد . زنبوران پرستار گاهی غذای لارو را در تعدادی از خانه ها که تخم تفریخ نشده دارند ذخیره می کنند . باید دانست تخم های عقیم که در داخل حجره های مخصوص زنبوران نر گذاشته می شود بیشتر از تخم های موجود در حجره های مخصوص زنبوران کارگر دوام نخواهد آورد . به هر حال تعدادی از تخم ها تفریخ می شوند و به زنبورهای به ظاهر معمولی نر و کارگر تبدیل می شوند و یک ملکه نیز از چنین لاروهایی به وجود می آید. ناتوان بودن این گونه تخم ها برای زنده ماندن هنوز ناشناخته است ولی احتمالاً عوامل ژنتیکی در آن تاثیر دارند شاهدی که به این احتمال وجود دارد این است که مجموعه ای از این حالات در فرزندان ملکه ، یا فرزندان ملکه ای که از ملکه های   مادر مربوطه به وجود آمده اند دیده می شود . بعضی از گزارش ها در مورد تخم های عقیم حاکی است که تعدادی از ملکه ها که تخم های طبیعی تولید می کرده اند بعد از مدتی تخم های عقیم گزارده اند . برای توضیح این حالت می توان گفت که احتمالاً گذاردن تخم عقیم به وسیله این نوع ملکه ها به تعویق افتاده است.                                                                                            

 

1-2-لاروهای پراکنده

حفظ حالت تراکم و فشرده حجره های پرورش نوزادان امری ضروری است تا زنبورانی کارآمد به وجود آید . اما مکرر دیده می شود که قاب پرورشی نوزاد حالت تراکم خود را از دست می دهد . چنین حالتی را حالت لارو پراکنده می نامند .  ناهنجاری لارو پراکنده حالتی اغفال کننده است . این حالت می تواند نتیجه بیماری های عفونی و ناهنجاری های ژنتیکی باشد . تشخیص سریع علل ناهنجاری لارو پراکنده بدون فراهم آوردن سایر مدارک می تواند غیر ممکن باشد . در نتیجه دقت در بازدید و بررسی سایر علائمی که طیف بیماری های لارو پراکنده را در بر می گیرند درتشخیص بیماری مفید خواهد بود در ادامه با چند علت شناخته شده ناهنجاری لاروهای پراکنده آشنا می شویم: 

1-مرگ و میرژنتیکی

2-رفتار تخمگذاری ملکه

3-همگونه خواری

4-پاک کردن از بیماریها

 

1-3-ناهنجاریهای شفیره ای

 

تاکنون دو نوع ناهنجاریهای شفیره ای شناسایی شده است که سبب مرگ شفیره ها مشود.یکی از انها ناهنجاری زنبوران سر سفید است.در این ناهنجاری تمام سر شفیره و ضمائم ان سفید باقی میماند در حالی که بقیه کوتیکول سیاه شده است.دیگری ناهنجاری است که شکم زنبور بر اثر فرو رفتن در ناحیه جلویی بسیار کوچک میشود که به ان ناهنجاری موتنز گفته می شود.                                                                                  

                                                                       

1-4-نوزادان سرما خورده

 

گاهی نوزادان در هوای بیار سرد تلف می شوند. سرما خوردگی ممکن است در شبهای سرد بهاری زمانی که تعداد نوزادان بیش از زنبورهای کارگر که کارشان پوشاندن و گرم کردن نوزادان است اتفاق بیفتد.سرما خوردگی نوزادان ممکن است متعاقب هر حادثه ای که کاهش جمعیت زنبوران کارگر کندو را به دنبال داشته باشد مانند مسمومیت ها بر اثر سموم حشره گش یا ترک وظیفه انها بر اثر تقثیم یک کندوی بزرگ پیش می اید.                                                                                                                                     

 

 

 

1-5-نوزادان گرمازده

 

اگر در هوای گرم توانایی کندو برای خنک کردن خود از بین برود احتمال مرگ نوزادان وجود خواهد داشت. هنگامی که بسیاری از زنبوران کندو یا زنبورانی که در جستجوی غذا هستند با افت کشها از بین میروند چنین حالتی میتواند رخ دهد.                                                                                                      

 

1-6-زنبوران بالغ نابهنجار

 

گاهی زنبور ها از حالت طبیعی خارج میشوند.این زنبوران نابهنجار ممکن است در نتیجه تغیرات سلولی و ژنهای موتان و یا عوامل محیطی نامساعد در مراحل مختلف رشد به وجود ایند.                                     

                                  

1-7-جهشهای مشهود

 

جهش به تغییر ژن ها از حالت طبیعی به حالت غیر طبیعی می گویند. جهش ها را می توان به جهش های مشهود و غیر مشهود تقسیم بندی نمود. در جهش های مشهود تغییرات فیزیکی در جثه زنبور عسل مشاهده می گردد. تا کنون 30 نوع جهش مشهود شناخته شده که 20 مورد مربوط به تغییر رنگ چشم ها . 3مورد مربوط به  تغییرساختمان چشم ها. 5مورد تغییر شکل بالها و یک مورد مربوط به تغییر رنگ ظاهری بدن است. مطمئناً این تغیرات نه تنها در راستای افزایش کارآیی های زنبوران نمی باشد. بلکه موجب کاهش کارآیی و پایین آمدن راندمان تولید می گردد. درصورت مشاهده علایم گسترده جهش در کندو ملکه باید تعویض گردد. در صورتی که با تعویض ملکه علایم ناهنجاری از بین نرفت علت را می توان در محیط جستجو نمود.                                                                                        

1-8-دوجنسیها

 

زنبوران دو جنسی زنبورانی هستند که قسمتی از ساختمان بدن انها نر و قسمتی دیگر ماده است.پراکندگی بافتهای نر و ماده در قسمتهای مختلف بدن زنبوران دوجنسی می تواند به صور مختلف باشد.                         

1-9-زنبوران فلج

 

گاهی در کندوهای طبیعی زنبوران فلج به طور اتفاقی یافت میشوند. در اکثر موارد بالهای انها فلج است به طوری که قادر به پرواز نیستند.این حالت در هر سه دسته زنبور دیده شده است.اما بیشتر نر ها به این ناهنجاری مبتلا می شوند.فلج شاخک و ضمائم دهانی و پاها در زنبوران کارگر و نر نیز گزارش شده است.       

 

2- بیماریهای تغذیه ای و مسمومیتها

 

2-1-بیماری یبوست یا سوء هاضمه

 

این بیماری در کشورهای مختلف به اسم بیماری لرزش بیماری خزیدن بیماری مه مه (خرداد)و...مشهور است.غالبا در اوایل بهار تعداد زیادی از زنبوران جوان در جلوی کندوها مشاهده می شوند که حرکات غیر عادی نشان می دهند.این زنبوران دارای شکم بزرگی هستند.زنبوران جوان بخصوص11-6روزه بیشتر به این بیماری مبتلا میشوند.در این حالت معده و روده زنبور کاملا پر بوده و زنبوران قادر به تخلیه ا ن نیستند.زنبورانی که از این بیماری تلف شده اند شبیه به زنبورانی هستند که از بیماری های قارچی تلف شده باشند.گاهی در اواخر بیماری یبوست بیماری نوزما نیز در بین زنبوران شایع میشود.                                                               

                                                                                                                                               

درمان:  

                                                         

مطالعات فراوانی برای معالجه جمعیتهای مبتلا به سوئ هاضمه انجام گرفته است و نشان داده شده است که با تغذیه صحیح به وسیله شربت رقیق می توان ان را معالجه کرد.همچنین باید اب اشامیدنی در اختیار زنبوران قرار داده شود.                                                                                                          

 

2-2-مسمومیتها

 

2-2-1-به وسیله گیاهان

 

مسمومیت زنبور عسل یک مسئله جدید و غیر قابل پیش بینی نیست .مشکل است بین گزارشات مسمومیت زنبور عسل و مسمومیت پستانداران تمایز قائل شد.مسئله مورد قبوم این است که هر چیزی که دام را مسموم میکند زنبور عسل را نیز مسموم خواهد کرد.در زیر به مهمترین خانواده های گیاهی که سبب ایجاد حالات مسمومیت در زنبوران شده اند اشاره میشود.                                                                       

 

2-2-1-1-خانواده سرخدارها

 

گونه های تاکسوس از خانواده سرخدارها به میزان وسیعی ذر جهان کشت میشود.برگ یا دانه انها پستانداران را مسموم میکند.از این گیاهان یک الکالوئید سمی به نام تاکسین شناسایی شده است. گزارشاتی مبنی بر مشاهده زنبوران مرده وجود دارد که عموما روده انها پر از گرده گونه های سرخدار بوده است.                                

                              

2-2-1-2- خانواده سوسنیها

 

گزارشاتی وجود دارد که گرده گیاه پیاز معمولی از خانواده سوسنسها برای زنبور عسل مسموم کننده است.با این وجود گرده افشانی این گیاه را زنبور انجام میدهد.گل لاله سفید معطر گل دیگری از این خانواده است که گل معمولی بهغچه ها می باشد که تعداد زیادی زنبور های مرده در روی این گلها مشاهده شده اند.وجود قند های مانوز و گالاکتوز در همولنف زنبورانی که از این شهد استفاده کرده بودند به اثبات رسیده است.از انجا که این نوع قند ها برای زنبور عسل سمی هستند دقیقا مشخص میشود که شهد گل لاله زنبور را میکشد.گالاکتوز قند عمده در قسمتهای سطحی ماده ترشح شده از گل لاله است.گونه های دیگری از این خانواده تحت عنوان فربق-شیرنج نیز دارای مواد حشره کش هستند.                                                   

                                                                                      

2-2-1-3- خانواده فاگاسه

 

گونه هایی از خانواده بلوط از خانواده فاقاسه در شرایط خاصی سبب مسمومیت  زنبورها میشوند و گمان میرود این موضوع با میزان زیاد اهک در خاک ارتباط داشته باشد.برگهای چسبناک بلوت همراه با عسلک به عنوان محل مناسبی برای رشد اسپرژیلوس کالیتپراتوس است که این قارچ سمی خطر ویژه ای برای زنبور دارد.                                                                                                                          

                                                                      

2-2-1-4- خانواده ریواس

 

گندم سیاه زراعی از خانواده ریواس است.گاهی گیاه در پستانداران علف خوار ایجاد حساسیت به نور می کند.در برخی از کشورها هنگام گل دادن گندم سیاه زراعی زنبوران گیجی مشاهده شده اند که رفتاری شبیه به مستی از خود بروز میدادند.این زنبوران در مدت 20دقیقه بهبود می یافتند.                                                            

2-2-1-5- خانواده الالگان

 

تعداد زیادی ازگیاهان این  خانواده دارای الکالوئید های سمی هستند که از میان انها ساختمان شیمیایی ماده ای به نام اکونیتین به خوبی شناخته شده است که دارویی سمی است و زمانی از ان به عنوان تب بر استفاده می شده است.به نظر میرسد که عسل تهیه شده از این گیاهان برای زنبور کمتر از انسا ن سمی باشد.در زنبورهای مسموم فلج پاها و حرکات تشنجی تمام بدن و طولانی شدن انقباض پاها و مرگ مشاهده می شود.                   

                  

2-2-1-6- خانواده کوکناریان

 

خشخاش که از خانواده کوکناریان است عامل مرگ و میر شدید زنبوران گزارش شده است.گمان میرود ماده ای که از ان ترشح میشود سمی است.                                                                                          

                                                                                                 

2-2-1-7- خانواده زیفونیان

 

گونه های گروه نمداراز خانواده تیلیاسه برای تولید عسل مشهورند.با این حال گاهی به نظر میرسد که برای زنبورها و دیگر حشرات سمی هستند.عسلکی که از این گیاهان به دست میاید گشنده میباشد.علائم مسمومیت عبارتند از:از دست دادن قدرت پرواز/خزیدن سریع/فعالیت غیر معمولی روی تخته پرواز/وجودا زنبور های فلج در کندو و توده های زنبور مرده در زیر درختان.جزئ سمی شهد این گیاهان قند هایی مانند مانوز  و گالاکتوز و ملی بیوز می باشد که برای زنبوران کشنده بوده ولی برای بیشتر پستانداران مغذی است.سمیت قند های خاص به غلظت انها در جیره غذایی بستگی دارد.                                               

 

2-2-1-8- خانواده چای

 

تعدادی از محققان در گیاهان خانواده چای غلظتهای متفاوتی از قند رافینوز را به دست اورده اند. سطوح اشباع قند رافینوز در شهد میتواند برای زنبوران مسئله ساز باشد و سبب مسمومیت انها گردد.                              

2-2-1-9- خانواده زیتونیان

 

یاس درختی و یاس بنفش از خانواده زیتونیان است که میتواند سبب تلفات زنبورها در بهار و تابستان شود.تلفات به هنگام کمبود گرده افزایش می یابد.                                                                          

 

2-2-1-10- خانواده اپوسنیاسه

 

گیاه خرزهره معمولی متعلق به خانواده اپوسیناسه به عنوان گیاه زینتی پرورش داده میشود. از برگهای ان الکالوئیدی به نام اولتاندرین به دست می اید که به عنوان حشره کش از ان استفاده میشود.خوشبختانه زنبور به سوی گلهای خرزهره جذب نمی شود زیرا گلهای این گیاه شهد و گرده زیادی تولید نمی کنند.                        

2-2-1-11- خانواده بادنجانیان

 

گیاه بذرالنبع یا بنک دانه به عنوان گیاهی دارویی مورد استفاده قرار میگیرد.این گیاه حاوی الکالوئیدهای اتروپی می باشد که سبب مرگ زنبوران بالغ و لاروهای انها میشود.گاهی زنبوران بعد از مصرف این دارو شرور میشوند.توتون معمولی نیز گیاه دیگری از این خانواده است که دارای مواد حشره کش مانند نیکوتین می باشد.گفته میشود مصرف زنبورها از گلهای توتون موجب تلف شدن انها میشود.                                         

2-2-1-12- خانواده میمونیان

 

گیاه گل انگشتانه به عنوان گل زینتی است که حاوی 12 گلیکوزید قلبی است.در جایی که منحصرا گل انگشتانه کاشته می شود گرده ان زنبور را مسموم میکند.همچنین گاهی گیاهان به طریق مکانیکی سبب مرگ زنبور میشوند.دیده شده است که چندین نوع گیاه با چسب یا تار و گودالهای پر از مایع یا از طریق بستن گلهایشان زنبورها را به دام انداخته اند.وجود 4-2 درصد گالاکتوزید در شربت50درصد زنبوران را میکشد.                                                                                                                                

                 

2-2-2-مسمومیت با سموم دفع افات نباتی

 

بسیاری از افت کشها و علف هرزکشهای اختصاصی واجد اثرات مضر و مهلکی بر روی زنبوران عسل می باشند.عموما افت کشها دارای اثرات مختلفی مانند:حشره کشی و جرب کشی و کرم کشی و...هستند و همچنین مکانیسم اثر این سموم با یکدیگر کاملا متفاوت است.برخی از سموم تماسی هستند یعنی از طریق جلد جذب می شوند.برخی به طور سیستمیک و برخی از طریق گوارشی جذب میشوند.عده ای از انها سریع الاثر و عدهای دیگر در مدت زمان طولانی تاثیر خود را میگزارند.همچنین این سموم از نظر ترکیبا ت شیمیایی نیز با یکدیگر متفاوتند که می توانند از گروه سموم فسفره و کلره و کاراباماته و...باشند.از نظر تاثیر این سموم بر روی زنبور عسل میتوان انان را به سه گروه تقسیم نمود:                                                                                    

1- ترکیبات بسیار سمی و خطرناک

2-ترکیبات متوسط                                      

3-ترکیبات بی خطر یا کم خطر                                                                                                        

2-2-2-1-ترکیبات بسیار سمی و خطرناک

که برخی از این مواد شامل امینو کارب/ازینفوس/مالاتیون/پرمترین/فسفامیدون و پروپوکسور می باشند.

2-2-2-2-ترکیبات متوسط

ترکیباتی مانند د.د.ت :نیکوتین/دیوکساکارب و... در این گروه می باشند.

2-2-2-3-ترکیبات بی خطر یا کم خطر

از حشره کشهای این گروه می توان به امیتراز/تمفوس و دیوکساتیون اشاره نمود.

 

گفته میشود که خطرناکترین سموم برای زنبور عسل ترکیبات ارسنیکی هستند ولی به هر حال چنانکه اشاره شد ترکیبات فسفره و جیوه دار و همچنین ترکیبات کلره نیز از سموم قوی و خطرناک محسوب میشوند.ترکیبات ارسنیکی را زنبور عسل همراه با گرده گل به کندو وارد کرده و باعث مسمومیت زنبورهای جوان یعنی پرستارها حتی لاروها می گردد.سموم حشره کش تماسی حداقل این مذیت را دارد که به محض تماس با بدن زنبورها بالهایشان فلج شده و از این رو زنبور روی درخت میمیرد و فرصت برگشتن به کندو و الوده و مسموم نمودن سایر زنبورها و لاروها را ندارد.